بنابراين محرّر اين حروف ، أدهم عزلتى ، تخلّص واعظ ، به قصد اجابت يكى از دوستان از روى قربت رغبت نمود كه كلمهاى چند در محاسبه و مخاطبهء نفس و محافظت اوقات ايّام حيات و كشف غشاوهء غفلت از ديدهء بصيرت در اين رسالهء مسمّى به « معيار العمر و العمل » بر سبيل موعظه و تذكير مسطور و مرقوم سازد ، و مدلولات فقرات آن را مدلّل به آيات و روايات و مكاشفات گرداند ، تا شايد از بركت تأثير سخنان آن عروة الوثقى هدايت و حبل المتين سعادت ، قارى و عامل آن را به دست آيد و حضرت الهيّت ، حلّ شأنه ، كه مقصد اقصى و مطلب اعلى رضاى آن خداوند است از بنده نسبت بدين فقير خاكسار و حقير بىمقدار كه از حيّز اعتبار خارج است تحقيق يابد و به فعل آيد .
« رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي » ،
( طه ، 28 ) ، نظم :
خدايا جادهء تحقيق بنماى * به روى دل در توفيق بگشاى
( سبب خلقت آدم معرفت خداوند به طريقهء تزكيهء نفس و اطّلاع و شهود )
يا من أعزّك اللّه فى الدّارين و أيّدك لإدراك ما فى العالمين ، بدان كه علّت فطرت عالم و سبب خلقت آدم به مقتضاى نصّ قاطع :
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » ،
( ذاريات ، 56 ) ، أى : ليعرفون ، و كلام قدسى : « كنت كنزا مخفيّا فأحببت أن أعرف فخلقت الخلق لأعرف » ، ( احاديث مثنوى ، 29 ) ، معرفت مبدأ اوّل عزّ و جلّ است . به طريق تزكيهء نفس و تصفيهء قلب و عبادت و طاعت ، و اطّلاع بر مراتب مظاهر ربّ الأرباب ، و شهود آثار اسماء و صفات وجود پرجود آفريدگار سرّ و جهار ، و مطالعهء اسرار مطالع نور الأنوار كه ذرّات كائنات ظاهرا و باطنا مشارق و مغارب بلند و پست او است ، مجملى است مفصّل شده و مختصرى است مطوّل گشته ، قلم تعيّن به دست حكمت گرفت و به متن هستى مخفى خود شرح ظهور و حاشيهء عيان نوشت ، و اوراق تعيّنات و الواح تشخّصات علم و قدرت خود را با خطوط جلال متعال و نقوش جمال لا يزال خود بياراست . و ديباچهء اين دفتر و ختم آن و فهرست اين صحايف و منتخب آن مجموعهء وجود انسان كامل شد كه خليفهء اللّه و