بريده باشد . و خداى تعالى ما را در چند جايگاه فرمود كه : ابتدا كنيم به اين نام او در قرائت فى قوله تعالى :
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ ،
و در ذبح . . . در خبر آوردهاند كه ، رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - گفت : چون بندهاى عند آنكه طعام خواهد خوردن نام خداى تعالى برد ، شيطان از آن طعام تناول نكند ، و چون نام خداى تعالى نبرد ، شيطان از آن بخورد . پس عند هر كارى كه خواهد كردن ، چون گويد :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، *
معنى آن باشد كه به نام خداى تعالى اين كار مىكنم .
در اصطلاح ، اللّه ، نام ذاتى است قادر بر اصول نعم . امّا اصول نعم ، حيات بود ، و قدرت ، و شهوت ، و نفرت ، و كمتل عقل و خلق مشتهى و تمكين از نيل مشتهى . اين را براى آن اصول نعم خوانند كه ، نعمت هيچ منعم بىآن تمام نشود ، چون اين نعمتها برترين همهء نعمتهاست ، شكرش برترين شكرها باشد تا به حدّ عبادت رسد ، كه عبادت غايت شكر است .
امّا رحمن و رحيم . « رحمان » منعم باشد بر جملهء خلقان مؤمن و كافر ، برّ و فاجر ، مطيع و عاصى . و « رحيم » خاص رحمت كند بر مؤمنان دون كافران . و لفظ رحمان اطلاق نكنند مگر بر خداى - عزّ و جلّ - و بيرون از خداى تعالى كسى را رحمان اطلاق نكنند .
عطار روايت كند از ابو هريره كه رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - گفت : خدا را - جلّ جلاله - صد جزو رحمت است ، نود و نه جزو در خزانهء رحمت ذخيره كرد ، و يك جزو بر همهء اهل دنيا متفرق كرد ، هر رحمتى و رفّتى و شفقتى و عطوفتى كه در جهان هست ، از آن يك جزو رحمت است . چون فرداى قيامت باشد ، اين جزو پراكنده جمع كند و با آن ضم كند و جمله صد جزو رحمت بيارد و بر سر گناهكاران امّت محمد بدارد . تا در خبر است كه : در قيامت خداى تعالى را چندان رحمت باشد كه ابليس نيز طمع كند و اگرچه هرگز رحمت خداى تعالى بدان ملعون نرسد . عكرمه گفت : رحمان است به يك رحمت و رحيم است به صد رحمت ، از آن خبر كه گفتيم . و در خبر است كه : چون بنده دو ركعت نماز كند و از خداى تعالى حاجتى نخواهد ، خداى تعالى گويد : بندهء من از من مستغنى شده است . و محمد على ترمذى گفت : رحمان است كه برهاند از نيران ، رحيم است كه برساند به خلد و جنان .
اكنون ابتدا به فاتحة الكتاب كنيم ، بمشيّة اللّه تعالى و عونه .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
به نام خداى بخشايندهء بخشايشگر .
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
همهء سپاس