قسم دوم ، ديدن چشم دل « 1 » است ، [ كه همان ادراك بصيرت است ، بصيرتى كه با نور هدايت حقانى ، روشن و با زيور حكمت نبوى صلّى اللّه عليه و إله و سلم مزين گشته است . چرا كه بصيرت ، چشم دل است . ] و آن عبارت است از معرفت و شناخت شىء بر وصف خود [ يعنى همان گونه كه در واقع و نفس الامر وجود دارد . ] علمى كه شك [ و ترديد ] را قطع مىكند [ و هيچ شائبهاى از احتمال خلاف در آن وجود ندارد ] و هيچ گونه حيرت [ و اضطرابى ] با آن آميخته نيست . و اين ديدن با شواهد علم است .
[ يعنى با دلايل صحيح عقلى و نقلى كه با اسناد صحيح و نقل روشن از افراد ثقه ، از معصوم عليه السّلام نقل شده است . ]
معاينهء سوم ، ديدن چشم روح است ، [ و اين چشم همان نور حق است ] كه حق را بهطور صريح و آشكار مىبيند [ بىآنكه مشوب به شبههاى باشد و يا حجابى فرا راه آن باشد . ] و ارواح ازآنرو [ از آلودگى تعلق و حجاب و نظر به غير ] پاك شدند و به بقاى [ سرمدى ] اكرام گشتند ، كه به بلنداى حضرت رسند [ و به بقاى آن باقى و پايدار شوند ؛ ] و درخشندگى عزت [ و بهجت عظمت ذات احدى ] را مشاهده كنند .
[ عزّت همان وحدانيت است كه امتناع از آن دارد كه غير او را ادراك كند ، و عزيز كسى را گويند كه مانع از آن مىشود كه ديگرى به او رسد . ] و دلها را به سوى جناب حضرت [ ذات احديت ] بكشاند .
* * *
هامش
( 1 ) - صدوق در خصال ( باب چهارم ، ص 240 ) و در توحيد ( باب قضاء و قدر ، ص 367 ) از على بن الحسين عليه السّلام نقل كرده است كه : « . . . انّ للعبد اربعة اعين ، عينان يبصر بهما امر آخرته ، و عينان يبصر بهما امر دنياه ، فاذا اراد اللّه عزّ و جلّ بعبد خيرا فتح له العينين اللتين فى قلبه ؛ فابصر بهما الغيب . . . . » و در كافى ( روضه ، ص 215 ) از امام صادق عليه السّلام نقل شده است . كه : « . . . انّما شيعتنا اصحاب الاربعة اعين : عينان فى الرأس ، و عينان فى القلب . . . . »