مشاهد ، اشراف بر حضرت جمع پيدا كرده ، و بدان نزديك شده است . ]
و الدرجة الثانية مشاهدة معاينة ، تقطع « 1 » حبال الشواهد ، و تلبس نعوت القدس ، و تخرس ألسنة الإشارات . « 2 »
درجهء دوم ، معاينهاى است كه ريسمان شواهد را مىبرد ، و لباس نعوت قدس را بر تن مىكند ، و زبانهاى اشاره را لال مىسازد .
[ شواهد همان پرتوها و برقهايى است كه در درجهء نخست ذكر شد ؛ و چون اين پرتوها و لوايح طالب را به سوى مطلوب مىكشاند و جذب مىكند ، از آن به ريسمان تعبير شد . و چون نياز به اين ريسمان در جايى است كه انفصال و جدايى باشد ، و در اين درجه اتصال و پيوستگى است ، اين ريسمان بريده مىشود .
و نعوت قدس ، صفاتى است از قبيل : احد ، سبوح ، قدوس ، سلام و مانند آن . و پوشاندن اين صفات ، اشاره است به وجود عينى بنده به حقتعالى در حال بقاء پس از فناء .
و اشاره مقتضى تعدد و تكثر است ، و ازاينرو تنها در حضرت اسماء و صفات راه دارد ؛ و چون در حضرت جمع احديت دوگانگى و سهگانگى مطرح نيست ، اشاره و مشير و مشار اليه وجود ندارد ، و ازاينرو ، زبان اشاره لال مىشود . ]
و الدرجة الثالثة مشاهدة جمع ، تجذب إلى عين الجمع ، مالكة لصحّة الورود ، راكبة بحر الوجود .
درجهء سوم ، مشاهدهء جمعى است كه به سوى عين جمع جذب مىكند ، درحالىكه متمكن از صحت ورود ، و سوار بر درياى وجود است .
[ مقصود از مشاهدهء جمع ، مستغرق و مستهلك شدن بنده در حضرت جمع و فانى شدن در آن است ، كه بنده در آن حق را به حق شهود مىكند . و اين مشاهده به
هامش
( 1 ) - م : بقطع .
( 2 ) - ه : الاشارة .