تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
خود ديدار كند و سرّ خود برايش بازگويد ، كه جز با اشارهء خفى نخواهد بود . ] مكاشفه آن است كه دو همراز ، سرّ خود را باهم تبادل كنند . و در اين باب مكاشفه عبارت است از آنكه بنده با مشاهده به ماوراى حجاب علم برسد ، [ و آنچه را در اعيان ثابته است ، شهود كند . ] و هى « 1 » على ثلاث درجات : الدرجة الأولى مكاشفة تدلّ على التحقيق الصحيح ؛ و هى أن تكون مستديمة . فإذا كانت حينا دون حين ، لم يعارضه « 2 » تفرّق ؛ غير أن الغين « 3 » ربّما شاب مقامه ؛ على أنه قد بلغ مبلغا لا يلفته « 4 » قاطع ، و لا يلويه سبب ، و لا يقتطعه حظّ . و هى درجة القاصد ؛ فإذا استدامت فهى الدرجة الثانية . مكاشفه بر سه درجه است : درجهء نخست ، مكاشفه‌اى است كه دلالت بر تحقيق درست و صحيح [ - مطالعهء تجليات اسماء الهى ] مىكند ؛ و تحقيق صحيح [ كه اين مكاشفه ، شاهد آن است و بر آن دلالت دارد ] آن است كه مكاشفه مستدام [ و مستمر و هميشگى ] باشد ، [ كه در اين صورت ، درجهء دوم خواهد بود . ] و امّا هنگامى كه مشاهده [ مستمر نيست و ] هر از چندگاهى رخ مىدهد ، [ درجهء اول مشاهده است ، و ] اين انقطاع مشاهده نه به خاطر آن است كه تفرّق [ و پراكندگى ] با آن معارضه كرده [ و مكاشفه را قطع كرده ] است ؛ بلكه به سبب آن است كه چه‌بسا ديدن مقام با آن مشوب و آميخته مىگردد ؛ [ و در نتيجه صاحب مكاشفه ، در اثر ديدن مقام خود ، در تلوين واقع مىشود . ] با آنكه او [ در شهود مقصود ] به حدّى رسيده است كه هيچ سبب قاطعى نمىتواند توجه مكاشف را [ از آنچه برايش كشف شده ] ، منصرف كند ، و هيچ سببى او را بازنمىگرداند ، و هيچ لذت [ نفسانيى ] او را از مقصود خود جدا
هامش
( 1 ) - م ، د : و هو . ( 2 ) - د : لم يعارضها . ( 3 ) - ك : العين . ( 4 ) - ج ، ب ، د خ : لا يلتقته .