تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
اگر نفس كشد ، از روى تأسف و اندوه [ بر آنچه او از آن محجوب گشته است ] دم برآورد ؛ و اگر سخن بگويد ، توأم با خشم [ و غضب بر مخاطب ] است . [ چون درون او پر از خشم است و از فقدان مطلوب در هراس مىباشد ؛ و ازاين‌رو ، بر مخاطب حمله مىبرد ، و با تندخويى با او سخن مىگويد . ] به نظر من اين [ نفس پر از اندوه و تأسف ] از وحشت و هراس استتار [ و محجوب شدن از محبوب ] نشأت مىگيرد . و اين همان ظلمتى است كه گفته‌اند مقام است . [ اما اين صحيح نيست ؛ زيرا فراق و زوال حال ، در راه سلوك ، امر خوشايند و مطلوبى نيست ؛ حال آنكه هر مقامى در سلوك مطلوب مىباشد ؛ چرا كه سالك را به مطلوب نزديك مىسازد . پس هر مقامى پيشرفتى براى سالك به شمار مىرود ، حال آنكه استتار و وحشت آن ، پس رفت و تأخر است . ] و النفس الثانى نفس فى حين التجلى . و هو نفس شاخص عن مقام السرور إلى روح المعاينة ، مملوء من نور الوجود ، شاخص إلى منقطع الإشارة . نفس دوم ، نفسى است در هنگام تجلى ؛ و آن نفسى است كه از مقام سرور [ و ذوق ] به سوى آرامش معاينه [ در حضرت جمع ] بيرون مىرود ؛ و پر از نور وجود [ - حضرت جمع ] است ؛ و به سوى جايى كه اشاره [ پايان يابد و ] قطع شود ، خارج مىشود ؛ [ چون در حضرت وجود ، حق‌تعالى ذاتش را بذاته شهود مىكند ؛ بىآنكه دوئيتى ميان شاهد و مشهود باشد ؛ و لذا اشاره‌اى در آن نيست . و ازاين‌رو آن مقام را « منقطع الاشاره » ناميده‌اند . ] و النفس الثالث نفس مطهّر بماء القدس ، قائم بإشارات الأزل . و هو النفس الذى يسمّى صدف النور . فالنفس الأوّل للغيور سراج ؛ و النفس الثانى للقاصد معراج ؛ و النفس الثالث للمحقّق تاج .
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى ) — صفحة 262 | عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )