- « هرگز معروف از نور معرفت عارف در حجاب نشود ، زيرا كه اصل همهء نورها از اوست و هرچه از اين نورهاست كه از ازل درآمدند و به ابد خواهند شد ، از پستان ازل شير
سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ
خوردهاند . » ( ص 93 )
- « من دوستان خود را نه امروز دوست مىدارم ، با خدايى خود ايشان را بيافريدم و از كيمياى پنيرمايهء
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
غذا دادم ، چنانكه هم اول مادر فرزند را غذا دهد . » ( ص 146 )
- « آن علم به جز اولياى خدا عز و جلّ ندانند و الراسخون فى العلم به حقيقت ايشان باشند . » ( ص 148 )
ج : تأويلهاى ذوقى شيخ :
از نمونههاى اين توجه ذوقى مىتوان به داستان آفرينش اشاره كرد كه در ادب صوفيانه روايى بسيار داشته است كه از نمونههاى مشهور آن مىتوان به روايتهاى مرصاد العباد اشاره نمود و محتملا آثار شيخ جام از منابع اين اثر است :
- « چون فرا آفرينش رسيد ، گفت :
الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ
؛ چون فرا صورت رسيد ، گفت :
وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ
؛ چون فرا تقويم رسيد ، گفت :
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ
؛ چون فرا راستى اندامها رسيد ، گفت :
أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ
؛ بلى قادرترين على أن نسوّى بنانه . » ( ص 74 )
و از ديگر نمونههاى زيباى اين تأويل در نثر و باور شيخ :
- « و در خبر ديگر آمده است : ارحموا يتيما . . . و آنك در افواه مردمان مىرود كه درّ يتيم از گوهرها عزيزتر باشد ، مقصود از آن درّ محمد ( ص ) است كه او درّى بود يتيم ! » ( ص 93 )
د : توجه به شأن نزول آيات :
يكى ديگر از نكتههاى قابل توجه اين است كه شيخ جام معمولا به بنيان و شأن نزول آيات اشاره دارد و مخاطب را از سبب نزول آيهى مورد نظر و استناد خود آگاه مىسازد .
مانند :
- « و سبب نزول اين آيت آن بود كه از كافران دعوى آن مىكردند كه . . . » ( ص 69 ) - « چون رسول ( ص ) اين نوع درد كرد ، پيك حضرت جبرئيل امين همىآمد و آيت مىآورد . . . » ( ص 85 )