بازماندى . . . » ( ص 45 )
در اين مثل شيخ به اين نكات برمىخوريم :
اول : شيخ مطلبى واعظانه را دربارهى « كسى كه در قرآن و اخبار رسول ( ص ) » سخن مىگويد با مخاطب مطرح مىسازد و براى فهم بهتر او به مثلگويى روى مىآورد .
دوم : طبقات و صنوف اجتماعى : روستايى ، شهرى ، صراف ، بقالى .
سوم : گويش قديم : جوز ( - گردو ) .
چهارم : اصطلاح كنايى يك به ده : يك جوز مغزدار به ده جوز بىمغز .
پنجم : جنبههاى دستورى : كاربرد نشانهى استمرار با فاصله ( مى سخن گويد ) ، اگر به معنى يا ، كاربرد پيشوند فرا ، كاربرد فعل مفرد براى اسم جمع مردم .
بنابراين ما نيز با مصحح روانشاد اين كتاب همداستانيم كه فراوردههاى تمثيلى شيخ غالبا ساده و عاميانه از زندگى عادى مردم شهر و روستا مايهور است و اصطلاحات رايج عصر كه احيانا رنگ محلى نيز دارند در آنها به چشم مىخورد .
مهمترين مثلهاى شيخ در كتاب حاضر عبارتند از :
- مثل آن كه از راه دور قصد حجاز كند ( ص 9 )
- مثل ابليس با آدمى ( ص 17 )
- مثل معرفت به آفتاب ( 46 )
- مثل دربارهى اولو الالباب ( ص 65 )
- مثل به سنگ مغناطيس ( 83 )
- مثل برادران رضاعى ( 94 )
- مثل فقر و فقير ( 102 )
- مثل كسى كه علم سرّ گويد ( ص 136 )
- مثل دوستى خدا با شيرمايه گوسفند ( 146 )
- مثل ملهم و وسواس و الهام خداى ( ص 16 )
- مثل مردى كه در دريا كشتى مىراند ( 44 )
- مثل دوستى خدا ( 61 )
- مثل به سفر مرد در شب ( 81 )
- مثل دعاى دنيا دوست و نماز جنب ! ( 89 )
- مثل به رفتن علما به حج ( 97 )
- مثل قوم و اصحاب شيخ ( 129 )
- مثل دربارهى داستان آفرينش ( 141 )
تأكيد مىگردد كه همهى اين مثلها در گسترهى عرفان تعليمى شيخ و براى درك بهتر مخاطب قابل توجه و تأمل است . در اينجا به سه نمونه از اين مثلها اشاره مىنماييم كه در هريك ، شيخ يكى از مطالب مهم و ارجمند اين كتاب را نشانه رفته است و به موازات جنبهى تعليمى و تمثيلى آن ، لطافت زبان و لطف تشبيه و دريافتهاى اجتماعى و
كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة مقدمه 36
مساهمون: احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي (ژنده پيل)
صمقدمه ٣٦