خويش . » ( ص 109 )
- نيكبندگى :
« بر مراد خويش كار خواستن ، نه از نيكبندگى باشد . » ( ص 142 )
- نيكخدايى :
« من اين همه نيكخدايى به جاى تو بكردم تا تو را نيك افتد و تو از ما شرم ندارى . » ( ص 35 )
6 . ظرافت در كاربرد و تفسير و ترجمهى آيات و اخبار
اين كتاب اساسا به جهت تفسير و بيان دقايق عرفانى برگرفته از آيات و احاديث بنيان نهاده شده است و غرض ما از بيان اين جلوه و نكته در نثر شيخ پرداخت به بيان چگونگى بهرهجويى شيخ از آيات و احاديث و توجه به اهم ظرافتورزىهاى وى در تفسير و ترجمه است كه ضرورتا در نثر و سنت مجلسگويى شيخ - به عنوان جلوه و نكتهاى محورى - رخ نموده است .
آنچه در شيوهى تفسيرى شيخ به يادگار از سنت تفسيرى پيش از وى جالب توجه است ، توأمانى ترجمه و تفسير با بيانى گرم واعظانه و تأويلهاى پرشور و ذوقى عارفانه است . شايد ذكر نمونهاى در اينباره گوياى اين حلاوت و ظرافت باشد :
« اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ
( الحج - 22 / 74 ) :
الله تعالى برگزيد از فرشتگان رسولانى ، و از مردمان نيز همچنين برگزيد رسولان .
- از فرشتگان ، چون : جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل عليهم السلام ؛ و از آدميان چون : پيغمبران ، و رسولان از گاه آدم بودند تا گاه محمد مصطفى صلوات الله عليهم اجمعين و عارفان مخلص و علماى به حقيقت و مشايخ با طريقت و مؤمنان باصفاوت ، همه از آن نوعاند كه برگزيدهاند ، -
أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ
: و به درستى كه خداى عز و جلّ شنواست .
- خواه نرمگوى ، خواه بلند ، خواه تنها گوى ، خواه با خلق ، خواه به دل گوى ، خواه به زبان - همچنين بيناست .