- همهبين ، خواه دور باش ، خواه نزديك ، خواه در على باش ، خواه در گرى ، خواه بزرگ باش ، خواه خرد ، خواه چند كوه باش ، خواه چون كاه ، شب باش ، خواه روز ؛ بينايى او همه يكسان و برابر - » ( ص 70 )
جملات فوق به خوبى گوياى ظرافت شيخ در توأمانى ترجمه و تفسير ( بسط ترجمه ) است . در اين كتاب از اين نمونهها بسيار است و البته گاهى نيز شيخ از مرز ترجمهى مرسوم فراتر مىرود و بيانش بيشتر صبغهى عاطفى و واعظانه مىگيرد . نمونهاى از اين رويكرد شيخ دربارهى حديثى نبوى :
« اللّه أرحم بعبده من الوالدة الشفيقة بولدها .
و بسيار باشد كه مادر مشفق ، فرزند عزيز را ادب كند .
مكنيد ! كه شما ضعيف بندگانايد ، طاقت عقاب و ادب ما نداريد ! من خداوندى رحيم و ارحمام . و فرزند بىادب را ادب نكنند ايشان ملوم باشند و اگرچه بيزارى كنند ، فرزند از فرزندى بيرون نشود ؛ اما غبارى در پيش افتد . » ( ص 52 )
اسلوب شيخ - در كاربرد آيات و احاديث و توجه به ظرافت در ترجمه و تفسير علاوه بر موارد ياد شده - مجموعا در اين موارد جلوه يافته است :
الف : ترجمه و تفسير كوتاه و جزءجزء :
- بدون پايبندى به تمامت آيه و حديث و گزينش به جهت غناى محتوا و مطلب :
- « اگر كارى كردهايد ، شما از من شرم مىداريد ، منتان شرم مداريد ! بياييد !
وَ اعْتَصَمُوا بِاللَّهِ
:
دست در من زنيد ؛ يعنى : در فضل وجود و لطف و كرم من گريزيد !
هُوَ مَوْلاكُمْ
: اوست خداوند پروردگار شما .
فَنِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ
:
او نيك خداوندى و نيك پروردگارى است مر بندگان خويش را . » ( ص 72 )
ب : آوردن بخشى از آيه و يا خبر در ضمن اجزاى كلام
در اين شيوه شيخ به ترجمه و تفسير توجهى ندارد و بلكه براى تكميل كلام در ضمن اجزاى جمله مىآورد و البته اين ساختار كلامى بهگونهاى است كه آيه و يا خبر در منصهى ترجمه و تفسير مورد نظر قرار مىگيرد .
در اين كتاب نمونههايى بسيار از اين رويكرد شيخ مىيابيم . مانند :