تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
مزيل الالباس » ج 1 ، ص 282 . « المعجم المفهرس لالفاظ الحديث النّبوى » ، ج 1 ، ص 150 ؛ و ج 4 ، ص 473 ، ذيل لفظ : غرب . « احاديث مثنوى » ، ص 158 . « بحار الحقيقة » ، ص 215 . « فرهنگ لغات و تعبيرات مثنوى » ، ج 7 ، ص 332 . « شرح بحر العلوم بر مثنوى شريف » ، دفتر پنجم ، ص 49 . و « مناقب العارفين » ، ج 1 ، ص 308 .

ص 95 . ارحموا يتيما و أكرموا غريبا ؛ فإنّى كنت فى صغرى يتيما و فى كبرى غريبا :

چه نيكو توصيه‌اى است ! به واقع بسيار ارزنده ، و اندرزى است ارجمند و گهربار ، از سوى سرور كائنات محمد مصطفى ( ص ) به امّت خويش ، در رحمت آوردن بر مادر از دست‌دادگان ، و پدر مردگان ، و نيكوداشت ايشان ؛ و احسان و بذل كرم بر غريبان بىيار و ياور و دورافتادگان از شهر و ديار خويش . و گويندهء اين سخنان خود در خردى غبار يتيمى بر رخسار ، و هم در بزرگى به غربت گرفتار بوده است ، و درد يتيمان و رنج غربت‌زدگان نيكو مىداند ؛ صلوات اللّه عليه . مضمون اين حديث به عينه امّا با اندك تفاوتى در عبارت ، در : « الرّسالة العليّة فى الاحاديث النبويّة » ، ص 150 ، بدين ترتيب مضبوط است ، همراه با صورت پارسى آن : « . . . ارحم الغريب و اليتيم ؛ فانّى كنت فى الصّغر يتيما ، و فى الكبر غريبا - ببخشاييد و رحم كنيد بر غريبان و يتيمان ؛ كه من در كودكى يتيم بوده‌ام قدر يتيمان دانم ، و در بزرگى غريب بوده‌ام قيمت غريبان شناسم . » به همين مناسبت و نيز در باب فريضهء روزه در ديانت حقّهء اسلام ، و آدابش مر صائمان راستين را ، و حكمت‌هايى كه اندر آن هست ، « ميبدى » در تأليف منيف خويش شرحى لطيف آورده است كه بهرى از آن را با هم مىخوانيم : « . . . حكمتى ديگر گفته‌اند روزهء روزه‌دار را : يعنى تا خداوندان نعمت ، حال درويشان و گرسنگى ايشان بدانند ، و با ايشان مواسات كنند . از اينجا بود كه مصطفى را از اوّل يتيم كرد تا يتيمان را نيكو دارد ، پس غريب كرد تا غريبى خود ياد آورد و بر غريبان رحمت كند . . . » - « كشف الاسرار و عدّة الابرار » ، ج 1 ، ص 494 . مفسّر گران‌مايه در جاى ديگرى از اين تفسير عزيز ، همين معنى را به نظم نقل نموده است : اى يتيمى كرده ، اكنون با يتيمان كن تو لطفى غريبى كرده ، اكنون با غريبان كن سخا