ص 78 س 16 ، ص 104 س 24 ، و ص 107 س 17 . مهتر ( ص ) گفت : كاد الفقر ان يكون كفرا :
اقوال محدثان درباره اين خبر در « كنوز الحقائق » ، ص 93 ، و « اتحاف سادة المتقين » ، ج 8 ، س 52 مضبوط است .
شوريده شيراز سعدى در خلال ماجراى « جدال سعدى با مدعى در بيان توانگرى و درويشى » آنجا كه در ستايش توانگرى سخن مىراند اين حديث را بدينگونه تضمين مىكند :
« . . . درويش بىمعرفت نيارامد تا فقرش به كفر انجامد كه : كاد الفقر ان يكون كفرا . نشايد جز به وجود برهنهاى پوشيدن ، يا در استخلاص گرفتارى كوشيدن . . . » گلستان ، باب هفتم : در تأثير تربيت ، ص 191 .
در طرح و نظم داستان پندآموز « فروختن صوفيان بهيمهء صوفى مسافر را جهت سفره و سماع » مولانا از اين حديث ملهم بوده است :
صوفيان درويش بودند و فقير * كاد فقر أن يكن كفرا يبير
اى توانگر تو كه سيرى هين مخند ! * بر كژى آن فقير دردمند
مثنوى معنوى - دفتر دوم
نيز ر . ك : تمهيدات عين القضات ص 204 و 205 ، يواقيت العلوم ، ذيل : فن هفتم در تصوف ، ص 77 ، ترك الاطناب ، حديث شماره 399 . و با ذيلى به صورت : كاد الفقر ان يكون كفرا و كاد الحسد أن يقلب القدر ، در احياء العلوم ، ج 3 ، ص 129 ، مصيبتنامه ، ص 362 . و مواعظ العددية ، ص 10 و 62 . و مصدر به : لو لا رحمة ربى على فقراء أمتى كاد الفقر ان يكون كفرا ، در : فروغ بينش ، ص 378 همراه با صورت پارسى منظوم آن :
گر رحمت حق نمىشد اندر همه كار * محنتزدگان و تنگدستان را يار
نزديك بدان بود كه بىچيزى و فقر * ايمان برد از ميان و كفر آرد بار
و همچنين انوار سهيلى ، باب سوم ، ص 250 ، احاديث مثنوى ، ص 45 .
حسن ختام را در پايان اين مقال تضمينى از شيخ فخر الدين ابراهيم همدانى متخلص به عراقى از اين حديث شريف مىآوريم بدان بويه كه روندگان طريق « فقر » را به كار آيد : « . . . در فقر مقامى است كه فقير نيز به هيچچيز محتاج نباشد . . . زيرا كه احتياج صفت موجود باشد ، و فقير چون در بحر نيستى غوطه خورد ، احتياجش نماند ، فقرش تمام شود . . . در اين حال كه فقير از سر وجود خود برخاست و با عدم خود بساخت ، اگر به چشم خود نظرى به جمال دوست