تو او را مىبينى ، و اگر تو او را مىبينى او ترا مىبيند ، و دل تو چنان باشد ( كه ) گويى كه تو با حق تعالى استادهاى ، و حساب خود مىكنى ، و بر آنچه از تو در خواهد گذشت چنان نبود كه آن به تو خواهد رسيد ، و آنچه به تو خواهد رسيد چنان نبود كه از تو در خواهد گذشت .
گفت : تفسير « زهد » چيست ؟ گفت : آنكه دوست دارى آنچه آفريدگار تو آن دوست دارد ، و آنكه دشمن دارى آنچه آفريدگار تو دشمن دارد ؛ به درستى كه آفريدگار تو آن جهان را دوست دارد ، بر تو فريضه است كه آن را دوست دارى ، و او دنيا را دشمن دارد ، بر تو فريضه است كه آن را دشمن دارى . و حلال دنيا بر خويشتن چنان تنگ فراگيرى كه حرام را فراگيرى ؛ زيرا كه حلال را حساب است ، و حرام را عذاب است ، و زهد در آن صواب . و آنكه رحمت كنى بر جملگى مسلمانان چنانكه رحمت كنى بر تن خويش . و آنكه مپسندى ايشان را مگر آن كه پسندى تن خويش را . و آنكه بر خويشتن تنگ فراگيرى از بسيارى خوردن ، چنانكه تنگ مى فراگيرى از مردار . و آنكه خويشتن را تنگ فراگيرى از كالاى دنيا ، چنانكه فراگيرى تن خويش را از آنچه ترا مى به دوزخ خواند . و آنكه امل خويش را كوتاه كنى تا در آن هيچ درازى نبود بر آن ساعتى كه تو در آنى ؛ هرگاه كه تو چنين كردى تو زاهد باشى در دنيا .
گفت : تفسير « رضا » چيست ؟ گفت : رضا آن بود كه بنده در خداوند خويش هيچ ناپسندى نكند - اگر او را چيزى دهد و اگر ندهد - و خشنود نباشد از تن خويش به كار اندك ؛ اين است علامت « رضا » .
گفت : تفسير « قانع » چيست ؟ گفت : قانع آن بود كه خرسند باشد بدانچه يابد از دنيا ؛ برابر باشد به نزديك او اندك و بسيار ، پس شكر كند خداى را عزّ و جلّ .
گفت : تفسير « صابر » چيست ؟ گفت : صابر آن بود كه در محنت همچنان صبر كند ( كه ) در نعمت ، و در بلا همچنان صبر كند كه در عافيت ، و در درويشى همچنان صبر كند كه در توانگرى ؛ و آنكه به هيچ مخلوقى بننالد بدانچه به دو رسد از بلا و از عقاب و از شدّت .
اين است شاخههاى توكّل و مدارج زهد . گفت : تمام است مرا يا جبرئيل ! ( آنها را ) دريافتم ؛ الحمد للّه على التّوفيق .
و عن النّبى ( ص ) : قال لابن مسعود : يا بن مسعود ! قال : لبّيك . ثم قال يا بن مسعود ! قال : لبّيك . ثم قال يا بن مسعود ! قال : لبّيك . قال : أ تدري أى عرى الاسلام أوثق ؟ قال : اللّه و رسوله أعلم . قال : الولاية الى اللّه ؛ الحبّ و البغض فيه .
ثم قال يا بن مسعود ! قال : لبّيك . قال : أ تدري أىّ النّاس أفضل ؟ قال : اللّه و
كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي (ژنده پيل)
ص١٦٠