تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
همچنان‌كه يكى « 1 » در خانه‌اى در شود ؛ ساكنان آن خانه بدانند كه او مشك دارد ، اگر عنبر دارد بدانند كه او عنبر دارد ، و اگر كافور دارد بدانند ، و اگر گل دارد بدانند ، و اگر شاه سپرم دارد بدانند ، و اگر بنفشه دارد بدانند . از هر نوع بوى كه با خود دارد بدانند ايشان كه او با خود چه دارد - اگر هيچ نديده‌اند كه او در جيب نهاد ، و يا در آستين گرفت - همچنين فرشته دست راست بداند كه چه در خاطر و به دل او درآمد ، و ثواب آن چيست و چند است . همچنان‌كه بوى مشك ، و كافور ، و عنبر ، و گل ، و بنفشه ، و شاهسپرم ؛ همه بوى دارند ، امّا قيمت هريكى بدانند ، و هريكى از ديگرى جداست ، همچنان‌كه قيمت مشك از قيمت گل جداست ، اگرچه هر دو بوى دارند . منى « 2 » گل مىنگر ! كه به چند خرند ، و منى مشك مىنگر ! ( كه ) به چند خرند ، و آن معصيت « 3 » همچنين است . همچنان‌كه كسى فرا نزديك كسى شود ، اگرچه اين كس با خويشتن سير و پياز و تره ندارد ، امّا چون خورده بود ، و يا دست در آن داشته باشد ، بوى سير و پياز و تره مىآيد از وى ؛ اگر خواهد كه پنهان كند نتواند كرد ، مثل اين همچنان باشد ! آن كس كه اين مسئله پرسيده بود ، گفت : استغفر اللّه ! من اين مسئله به تجربه پرسيدم ، و من هرگز ندانستم ، در اين چندين علم است . فصل : تا ياران و برادران و عزيزان ما بدانيد ! كه اين سخنان كه مىرود اغلب اين از خزينه غيب است كه مىرود ، و به الهام حق گفته مىشود ، و همه مخّ علم است ، و از سخنان خاصگان و سخنان اولياى خداست ، و از سخنان اولو الالباب است - همه به آيات قرآن و به اخبار رسول ( ص ) درست كرده - امّا مردمان از اين نوع سخن كم شنيده‌اند ، و برخى از اين سخنان طعمهء هركسى نيست . و امروز كارها همه از حدّ بيرون شده است ، و آنچه اصل كار و اغلب اين بنا بر آن است بيشتر از ميان ما برداشتند . مهتر ( ص ) مىگويد : لكلّ أمّة فتنه ؛ و فتنه أمّتى : المال و النّساء . و حق سبحانه و تعالى مىگويد :
أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ
. اغلب خلق امروز قبله اين سه چيز دارند : « مال » ، و « اولاد » ، و « نساء » ؛ و جمله خلق چه از علماء و چه عقلاء امروز همه بر اين مىروند : بدان ماندى كه چشم ايشان فراتر از اين بر هيچ كار نيفتاده ! تا امروز همه بر اين پرده راست شده‌اند ، و از سخن حقيقت بازمانده ، و اين عظيم
هامش
( 1 ) - نسخه‌ها : از در . ( 2 ) - نسخه‌ها : يك من . ( 3 ) - د : ندارد .