تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنوز الحكمة ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
روزى در مجلس رسول اللّه ( ص ) ياران « 1 » سؤال‌ها كردند از اين نوع ؛ رسول ( ص ) جواب مىداد . يكى پرسيد كه : يا رسول اللّه ؟ اين جهان چندگاه است كه تا بوده است ، و هست ؟ قال رسول اللّه ( ص ) : قدر اللّه المقادير قبل أن يخلق السّماوات و الأرض بخمسين ألف سنة . پارسى خبر چنين باشد كه رسول ( ص ) مىگويد كه : « خداى عزّ و جلّ تقدير هر مقدورات كه هست و بوده و خواهد بود تا به ابدالآباد بكرد ، پيش از آنكه آسمان‌ها و زمين بيافريده به پنجاه هزار سال » پس از اين هر كارى كه هست و بود و خواهد بود و آنچه مىشنويم و مىگوييم از آن هيچ امروزى نيست . قوله تعالى :
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ .
اگر حساب اين كسى خواهد كه برگيرد ، اينكه حق مىگويد :
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ . . .
كه خداوند و آفريدگار شما آن پادشاهى است كه بيافريد اين آسمان‌هاى بارفعت ، و اين زمين بابسطت ، فى ستّة أيّام : در شش روز . و روزها چند روز بود بر روزهاى اكنون ، و هرروزى چند ساعت بود ، و هر ساعتى بس چند ماه به ماه‌هاى اكنون ؟ ! ثمّ استوى على العرش : « 2 » پس مستوى شد بر عرش « 2 » . . . اگر بسى محاسبان بيايند تا اين حساب و اين چگونگى بدانند عاجز آيند ، و همه به عجز اقرار آرند « 3 » اين درّ در اين سخن است كه هرچند كم‌گويى بهتر باشد ؛ امّا چندان بيايد دانست كه بدين كار « 4 » چنان ايمان دارى « 4 » كه فهم و عقل ما اين در نبايد كه اين ميدان عظيم است ، و آنچه ما پنداريم كه امروزين است ، اين جمله در حكم قضا و مشيّت ازل است « 5 » . پس پيش از آنكه وجود ايشان بود ، هم حكم‌ها بكرده بود « 5 » ، و از آن يكى نيست كه امروز مىبايد كرد ، اگر نوچيزى « 6 » مىبايد ؛ امّا امر و نهى و كن و مكن در ميان افگنده است ، و در هر شخصى تعبيه‌اى پنهان كرد ، و سرّى از اسرار ربوبيّت در آن شخص بنهاد ، و اين هريكى خزينه‌اى است از خزاين غيب ، و هريكى از آن مفتاحى دارد بر آن قفل ساخته ، و هيچ نامحرم را زهرهء آن
هامش
( 1 ) - د : ندارد . ( 2 - 2 ) ) - در نسخه‌هاى د ، ج ، ت : استوى بر عرش - از تفسير كشف الاسرار و عدة الابرار ، مجلد 3 ، جزء 8 ، سوره 7 ، در ترجمه اين آيهء شريف شماره 53 ، ص 627 مدد گرفته شد . ( 3 ) - د : دهند . ( 4 - 4 ) ) - د : چنان ايمان كه ( 5 - 5 ) ) - د ، ج : يكى پس‌وپيش از آنكه وجود ايشان بود بكرده بود . ت : . . . هم حكم‌ها بكرده بود . ( 6 ) - ت : بر چيزى