باب هژدهم در بيان علمها و حقايق :
هركه مىخواهد كه او را ايمان حقيقى روى نمايد ، در اين باب به اعتقاد درست بايد نظر كرد ، تا به حقيقت بداند كه اين همه كارها نه امروزينه است ، اين بيت كه درويشان بگويند لايق اين حديث است :
كار همه در ازل بپرداختهاند * قدر همه كس كه هست بشناختهاند
امروز توقفى در انداختهاند * فردا همه آن كنند كه دى ساختهاند
فردوسى نيز يكى از حكماى امّت محمّد ( ص ) بوده است ؛ در شاهنامه ديدم كه او گفته است ، و مرا از اين سخن سخت خوش آمده است :
جهان را چه سازى كه خود ساخته است * جهاندار از اين كار پرداخته است
سخن بزرگان اگرچه در كوى دعوى و لاف نباشد همه پرمعنى بود ؛ از آن است كه به قول شعراى بيگانه در تفسير قرآن احتجاج كنند .
روزى شقيق مىرفت . بيگانهاى در راه پيش آمد ؛ او را گفت : شرم ندارى ! كه نعمت او مىخورى ، و به دو ايمان نيارى ؟ آن بيگانه او را گفت : اى شقيق ! شرم ندارى كه دعوى خاصگى كنى و چنين سخنگويى ؟ ! اين سخن بدان ماند كه هركه او را مىپرستد ، و به دو ايمان دارد ، از بهر روزى و نعمت دادن او را مىپرستد ! شقيق ياران خود را گفت : اين سخن بنويسيد ! آن بيگانه گفت : چون تو مردى سخن چون منى بنويسى ؟ ! گفت : آرى ! ما چون گوهر ياويم اگرچه در كنيف افتاده باشد برگيريم ، و باك نداريم . بيگانه گفت : اسلام عرضه كن ! كه دين تواضع است و حق پذيرفتن .
و رسول ( ص ) مىگويد : الحكمة ضالّة المؤمن . هركه چيزى جويد از همه خرابىها ، و آبادانىها مىبايد جست . مصراع :
آخر روزى مراد حاصل گردد