شك نيفتيم كه از نقصان وى است كه وى را آن شهوت نيست ، به دليل آنكه چون هر دو شهوت فراهم آيد آن تقديم كند .
اصل سوم آنكه معرفت حق - تعالى - از همه معرفتهاى ديگر خوشتر است .
چون بدانستى كه علم و معرفت خوش است شك نيست كه بعضى از علوم خوشتر است ، كه هر چند معلوم شريفتر و بزرگتر علم وى خوشتر ، كه علم نهادن شطرنج از علم بازيدن شطرنج خوشتر است ، و علم سياست مملكت از علم وزيرى خوشتر ، و علم وزارت از علم درزى و زرگرى خوشتر ، و علم معانى شرع و اسرار آن از علم نحو و لغت خوشتر است ، و اسرار كار وزير در وزارت از دانستن كار اهل بازار خوشتر ، و اسرار سلطان دانستن از اسرار وزير خوشتر است . پس هر چند كه معلوم شريفتر لذّت علم وى خوشتر . پس نگاه كن كه در وجود هيچ چيز شريفتر و عظيمتر و باكمالتر و باجلالتر از خداوند عالم - كه آفريدگار همه كمالها و جمالها وى است - هست ؟ و تدبير هيچ سلطان در نگاهداشت مملكت خود چون تدبير وى است در ملكوت آسمان و زمين و نظام كارهاى اين جهان و آن جهان ؟ و هيچ حضرت نيكوتر و باكمالتر از حضرت الهيّت هست ؟ پس چگونه ممكن بود كه نظارهء حضرتى خوشتر از نظارهء اين حضرت باشد - اگر كسى را چشم آن باشد كه ببيند يا عقل آن باشد كه بداند - يا دانستن اسرار مملكتى خوشتر از دانستن اسرار اين مملكت باشد ؟
پس بدين معلوم شد كه معرفت حق - تعالى - و معرفت صفات وى و معرفت ملكوت و مملكت وى و معرفت اسرار الهيّت وى از همه معرفتها خوشتر . كه معلوم اين معرفت از همه شريفتر ، بلكه شريف گفتن لحن [ 1 ] است و خطا ، كه هيچ چيز ديگرى را ، چون با وى اضافت كنى [ 2 ] ، استحقاق آن
هامش
[ 1 ] لحن ، خطا .
[ 2 ] اضافت كردن ، نسبت كردن .