هر چند علم شريفتر و معلوم شريفتر آن جمال بيشتر . و شريفترين همه علمها معرفت خداى - تعالى - است و معرفت حضرت الهيّت ، كه مشتمل است بر ملايكه و كتب و رسل و شرايع انبيا و تدبير ملك و ملكوت دنيا و آخرت . و انبيا و صدّيقان محبوب از آناند كه ايشان را در اين علوم كمالى است .
دوم با قدرت آيد ، چون قدرت ايشان بر اصلاح نفس خود و اصلاح بندگان خداى - تعالى - و سياست ايشان و بنظام داشتن مملكت ظاهر دنيا و نظام حقيقت دين .
سوم با تنزّه آيد و پاكى از عيب و نقص و از خبايث اخلاق . و محبوب از ايشان اين صفات بود نه افعال ايشان . كه هر فعل كه نه به سبب اين صفات بود آن محمود نباشد ، چون فعلى كه باتّفاق بود يا به غفلت . پس هر كه در اين صفات بهكمالتر بود دوستى وى زيادت بود ، و از آن بود مثلا كه صدّيق را ( رض ) از شافعى دوستتر دارد و پيغامبران از صدّيق دوستتر دارد .
اكنون اندر اين سه صفت نگاه كن تا خداى - تعالى - مستحق دوستى هست ، و وى را اين صفات هست . كه هيچ سليم دل نيست كه نه اين مقدار داند كه علم اوّلين و آخرين از آدميان و فريشتگان در جنب علم حق - تعالى - ناچيز است ، و همه را گفته است كه
وَ ما اوتيتُم مِنَ الْعِلْمِ الّا قَليلًا
[ 1 ] ، بلكه اگر همه عالم فراهم آيند تا عجايب حكمت و علم وى به تمامى در آفرينش مورچه يا سارخكى بدانند نتوانند ، و آن قدر كه دانند از وى دانند كه در ايشان بيافريد ، چنان كه گفت :
خَلَقَ الْانْسانَ عَلَّمَهُ الْبَيانَ
[ 2 ] ، و آنگاه علوم همه متناهى است و علم او بىنهايت است ، با آن چه اضافت گيرد [ 3 ] ؟ و علم خلق از وى است ، پس همه علم از وى است و علم وى از خلق نيست . امّا اگر در
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 17 - 85 ) ، و نداد شما را از دانش مگر اندكى .
[ 2 ] ( قرآن ، 55 - 3 و 4 ) ، بيافريد مردم را ، در آموخت به او سخن گفتن و صواب ديدن و باز نمودن .
[ 3 ] با آن چه نسبت دارد .