ديد ، بلكه به بصيرت عقل در توان يافت . و در اصل رياضت نفس در اين كتاب بگفتهايم كه صورت دو است : ظاهر و باطن . و خلق نيكوصورت باطن است و محبوب است بطبع . و دليل بر اين آنكه كسى امام شافعى را دوست دارد ، بلكه أبو بكر و عمر را ( رض ) دوست دارد محال نبود ، و چگونه محال بود كه كس بود كه در دوستى ايشان مال و جان بذل كند . اين دوستى براى لون و شكل و صورت نبود ، كه ايشان را خود نديده است ، صورت ايشان اكنون خاكى شده است ، بلكه اين دوستى براى جمال صورت باطن ايشان است ، و آن علم و تقوى و سياست و امثال اين است . و همچنين پيامبران را دوست بدين دارند ، و هر كه صدّيق را ( رض ) دوست دارد ، به هر صورت كه باشد دوست دارد ، كه وى را بدان صفت دوست دارد كه وى صدّيق بدان است . و صدق و علم يك جزو است از ذات صدّيق كه جزو لايتجزّا گويند .
آن را نه شكل بود و نه لون . و اين نزديك گروهى جايگير است و نزد گروهى جايگير نيست . و به هر صفت كه هست وى را شكل و لون نيست . و محبوب آن است ، نه پوست و گوشت ظاهر . پس هر كه را عقل بود جمال باطن را انكار نكند و آن را دوستتر دارد از صورت ظاهر ، كه بسيار فرق بود ميان كسى كه صورتى را دوست دارد كه بر ديوار نقش كنند و ميان كسى كه پيغمبرى را دوست دارد . بلكه كودك خرد ، چون خواهند كسى را دوست دارد از مردمان ، چشم و ابروى وى را صفت نكنند بلكه سخاوت و شجاعت و علم و قدرت وى را صفت كنند ، و چون خواهند كه دشمن دارد ، زشتى باطن وى حكايت كنند نه زشتى ظاهر . و بدين سبب صحابه را دوست دارند و أبو جهل را دشمن دارند .
پس پيدا شد كه جمال دو است : ظاهر و باطن . و جمال صورت باطن محبوب است همچون جمال ظاهر ، بلكه محبوبتر است نزديك هر كه اندكمايه عقل دارد .
پيدا كردن آنكه مستحقّ دوستى به حقيقت خداى - تعالى - است و بس
بدان كه مستحقّ دوستى به حقيقت جز خداى - تعالى - نيست . هر كه