تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
دليل ديگر آنكه به اجماع اگر كسى در راه حج تجارتى دارد ، حج وى ضايع نبود ، اگر چه ثواب وى چون ثواب مخلص نباشد ، و ليكن چون قصد اصلى وى حج است و آن تجارت تبع است ، ثواب وى را بجمله حبطه نكند ، اگر چه نقصانى آورد . و كسى كه غزا براى خداى - تعالى - مىكند و ليكن از دو جانب مىتواند شد به غزا ، كه يك جانب توانگرند و غنيمت بسيار خواهد بود و يك جانب درويش باشند ، وى به جانب توانگران شود ، نبايد كه ثواب وى حبطه شود به جملگى ، كه آدمى از آن خالى نباشد كه در خويش فرق يابد ميان آنكه غنيمت يابد يا نيابد . و العياذ باللّه اگر اين شرط بود دريافتن ثواب بيم بود ، كه هيچ عمل درست نيايد ، خاصه مجلس و درس و تصنيف و آنچه روى در خلق دارد ، كه تا كسى را همگى خود از وى فرانستاند از اين خالى نباشد كه مثلا تصنيف وى به ديگرى اضافت كنند [ 1 ] و سخن وى بر ديگرى بندند كه از آن آگاهى يابد ، اگر چه آن آگاهى را كاره باشد .

باب سوم در صدق

بدان كه صدق به اخلاص نزديك است و درجهء وى بزرگ است ، و هر كه به كمال آن برسد نام وى صدّيق باشد ، و خداى - تعالى - در قرآن بر وى ثنا گفته است كه
رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَيْهِ
[ 2 ] و گفت :
لِيَسْئَلَ الصّادِقِينَ عَنْ صِدْقِهِم
[ 3 ] . و رسول ( ص ) را پرسيدند كه « كمال در چيست ؟ » گفت : « گفتار به حق و كردار بصدق . » پس معنى صدق شناختن مهم است ، و معنى صدق راستى بود ، و اين صدق و راستى در شش چيز بود ، هر كه در آن همه به كمال رسد وى صدّيق بود .
هامش
[ 1 ] اضافت كردن ، نسبت كردن . [ 2 ] ( قرآن ، 33 - 23 ) ، مردانىاند كه راست آمدند در آنچه پيمان كردند باخداى بر آن . [ 3 ] ( قرآن ، 33 - 8 ) ، ( پيمان از بهر آن ستد ) تا فردا راستگويان را از راستى بپرسند .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 477 | الغزالي