تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
هر چند كه اخبار بدان اشارت مىكند كه چون شركت آمد گويند برو و مزد از آن كس طلب كن كه براى وى كردى ، و ليكن ظاهر نزديك ما آن است كه بدين آن مىخواهد كه هر دو قصد برابر بود ، پس مزد نبود ، چون طلب كند گويند از آن كس طلب كن . و آنجا كه خبر دليل عقوبت است ، مراد آن باشد كه همه قصد ريا باشد يا آن غالب‌تر باشد . امّا چون باعث اصلى تقرّب باشد و آن ديگر ضعيف بود ، نبايد كه بىثواب بود ، اگر چه ثواب به درجهء آنكه خالص باشد نبود . و اين اختيار به دو دليل مىكنيم : يكى آنكه ما را به برهان معلوم شده است كه معنى عقوبت دورى دل است از شايستگى حضرت الهيّت ، و آن سبب آن است كه به آتش حجاب سوخته شود ، و قصد تقرّب تخم سعادت است و قصد ريا تخم شقاوت است . و اجابت اين دو قصد مدد دادن ايشان است . و يكى وى را دور مىكند و يكى وى را نزديك مىكند . چون برابر باشد ، يكى به دستى [ 1 ] دور گردد و يكى به دستى نزديك گردد ، باز همان شد [ 2 ] كه بود . و اگر به نيم بدست نزديك گردد خسرانى و بعدى حاصل آيد ، و اگر به نيم بدست دور گردد نزديكى بماند . چون بيمارى كه حرارتى بخورد و برودت همچندان بخورد ، برابر شود ، و اگر كمتر خورد ، چيزى از حرارت بيفزايد ، و اگر بيفزايد ، چيزى از حرارت كمتر شود . و اثر معصيت و طاعت در روشنى و تاريكى دل همچون اثر داروهاست در مزاج تن . و يك ذرّه از وى ضايع نشود ، و به ترازوى عدل رجحان و نقصان آن پيدا آيد ،
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيراً يَرَهُ
[ 3 ] اين باشد ، امّا حزم احتياط آن است ، كه باشد كه شرب ، غرض قوىتر بود وى ضعيف‌تر پندارد ، و سلامت در آن بود كه راه غرض بسته گرداند .
هامش
[ 1 ] بدست ، وجب . [ 2 ] نسخه بدل : همان‌جا شد . [ 3 ] ( قرآن ، 99 - 7 ) ، هر كه همسنگ مور خرد نيكى كند بيند آن ( و پاداش آن ) .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 476 | الغزالي