عين نفاق است ، خويشتن را بر آن راست بنهد كه در خلوت نماز نيكو كند تا در ملأ همچنان تواند كرد ، و اين غامضتر است و هم رياست . و ليكن اين روى و ريا با خود مىكند ، كه از خويشتن شرم مىدارد كه در تنهايى مخالف جمع باشد ، براى آنكه تا در ملأ نيكو كند در تنهايى نيز چنان مىكند ، و پندارد كه از رياى ملأ خلاص يافت و به حقيقت در تنهايى نيز مرايى شد .
درجهء چهارم و اين پوشيدهتر است - آنكه نداند كه خشوع در خلأ و ملأ براى خلق به كار نيايد . و شيطان وى را گويد از عظمت حق - تعالى - بازانديش ، و بنگر نمىدانى كه كجا ايستادهاى ، تا بازانديشد و خاشع شود و در چشم مردمان آراسته شود . اگر چنان است كه در خلوت اين چنين خاطر بر دل وى بر عادت مى در نيايد ، سبب اين رياست ، ليكن شيطان وى را بدين دست بيرون آورد تا پوشيده بماند . چون از عظمت خداى - تعالى - آن وقت ياد آورد كه خلق را بيند به كار نيايد ، بلكه بايد كه نظر همه خلق و نظر ستورى پيش وى برابر بود ، اگر هيچ فرق يابد ، هنوز از ريا خالى نيست . و اين مثال در ريا بگفتيم ، در اغراض ديگر كه پيش از اين گفتهايم همچنين تلبيس بسيار است ، هر كه اين دقايق نشناسد هميشه خويش رنجور مىدارد و جان مىكند بىمزد ، و آنچه مىكند همه ضايع بود . و در اين معنى است كه خداى - تعالى - گفت :
وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللّهِ ما لَمْ يَكونوا يَحْتَسِبُونَ
[ 1 ] .
فصل
بدان كه چون نيّت آميخته شد ، اگر نيّت ريا يا غرضى ديگر غالبتر بود از نيّت عبادت ، اين سبب عقوبت بود ، و اگر با وى برابر بود ، نه سبب عقوبت بود و نه سبب ثواب ، و اگر ضعيفتر بود ، عمل از ثوابى خالى نباشد . و
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 39 - 47 ) ، و پديد آيد ايشان را از اللّه كارى و چيزى كه هرگز در پندارهء ايشان نبود .