تعالى - اند . » و گفت : « دوستترين بندگان به خداى - تعالى - درويشى است كه بدانچه دارد قانع است و از خداى - تعالى - در روزيى كه دهد راضى است . » و گفت : « فردا روز قيامت هيچ درويش و توانگر نباشد كه نه وى آرزو كند كه در دنيا بيش از قوت نيافتى . » و خداى - تعالى - به اسماعيل وحى فرستاد كه « مرا نزديك شكسته دلان جوى . » گفت : « بار خدايا ايشان كهاند ؟ » گفت : « آن درويشان صادق . » و گفت رسول ( ص ) كه « خداى - تعالى - روز قيامت گويد : بجوييد خاصّگان و برگزيدگان من از خلق ، فرشتگان گويند : بار خدايا ايشان كداماند ؟ گويد : درويشان مسلمانان كه به قضاى من راضى بودند ، همه را به بهشت بريد ، در بهشت شوند ، و [ 1 ] هنوز همه خلق در حساب باشند . » و بودردا مىگويد : « هيچ كس نيست كه نه در عقل وى نقصان است كه دنيا زيادت شود شاد مىشود ، و عمر بر دوام كم مىشود و اندوهگين نشود . يا سبحان اللّه چه خير باشد در دنيا كه زيادت مىشود و عمر كمتر مىشود . » و يكى به عامر بن عبد قيس بگذشت ، وى را ديد نان و تره مىخورد ، گفت : « يا عامر از دنيا بدين قناعت كردى ! » گفت :
« من كس دانم كه به كمتر از اين قناعت كرده است . » گفت : « آن كيست ؟ » گفت : « آنكه دنيا به بدل آخرت فرا ستاند به كمتر از اين قناعت كرده باشد . » و يك روز بوذر غفارى نشسته بود با مردمان حديث مىكرد ، زن وى بيامد و گفت : « تو اينجا نشستهاى و به خداى كه در خانهء تو هيچ چيز نيست . » گفت : « يا زن ، در پيش ما عقبهاى بلند است و از وى نگذرد مگر كسى كه سبكبار باشد . » زن خشنود شد و باز گشت .
فصل
بدان كه خلاف كردهاند كه درويش صابر فاضلتر است يا توانگر شاكر . و درست آن است كه درويش صابر فاضلتر ، و اين اخبار جمله دليل
هامش
[ 1 ] و حال آنكه .