تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
نداد ، الّا اندكى به دوستان خويش ، كه رسول گفت ( ص ) : انّ اقلّ ما اوتيتم اليقين و عزيمة الصّبر ، گفت : اندك‌تر چيزى كه به شما داده‌اند يقين است و صبر ، و هر كه را اين هر دو دادند ، گو باك مدار ، اگر نماز و روزهء بسيار ندارد ، و اگر بر آنچه هستيد امروز با اصحاب ، صبر كنيد و بنگرديد ، دوست‌تر دارم از آنكه هر يكى چندان طاعت كند كه جملهء شما كرده باشيد ، و ليكن ترسم كه راه دنيا بر شما گشاده شود پس از من ، تا يكديگر را منكر شويد ، و اهل آسمان شما را منكر شوند ، هر كه صبر كند و ثواب چشم دارد ثواب به تمامى بيابد ، صبر كنيد كه دنيا بنماند و ثواب خداى - تعالى - بماند :
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا اجْرَهُمْ بِاحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلونَ
[ 1 ] ، اين آيت تمام بخواند . و رسول گفت ( ص ) : « صبر گنجى است از گنجهاى بهشت . » و گفت : « اگر صبر مردى بودى ، مردى كريم بودى و خداى - تعالى - صابران را دوست دارد . » و وحى آمد به داود ( ع ) كه « در اخلاق به من اقتدا كن و از اخلاق من يكى آن است كه من صبورم . » و عيسى گفت ( ع ) : « نيابيد آنچه خواهيد تا صبر نكنيد بر آنچه نخواهيد . » [ 2 ] و رسول ( ص ) قومى را ديد از انصار ، گفت : « شما مؤمنيد ؟ » گفتند : « آرى . » گفت : « نشان ايمان شما چيست ؟ » گفتند : « در نعمت شكر كنيم و در محنت صبر كنيم و به قضاى خداى خرسند باشيم . » گفت : مؤمنون و ربّ الكعبة [ 3 ] و على گفت ( رض ) كه « صبر از ايمان همچون سر است از تن ، هر كه را سر نيست تن نيست و هر كه را صبر نيست ايمان نيست . »

حقيقت صبر

بدان كه صبر خاصّهء آدمى است ، كه بهايم را صبر نيست كه بس
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 16 - 96 ) ، آنچه به نزديك شماست اين جهانى آن به سرآيد و آنچه به نزديك اللّه - تعالى - است آن جهانى پاينده است ، و به راستى كه پاداش دهد ايشان را شكيبايى كردند به مزد ايشان به نيكوتر چيزى كه مىكردند . [ 2 ] تا ناخوشايند را تحمّل نكنيد مطلوب خود را نمىيابيد . [ 3 ] به پروردگار كعبه كه مؤمنانيد .