اصل دوم . - در صبر و شكر
بدان كه توبه بىصبر راست نيايد ، بلكه گزاردن هيچ طاعت و بگذاشتن [ 1 ] هيچ معصيت بىصبر راست نيايد . و براى اين بود كه رسول ( ص ) را پرسيدند كه « ايمان چيست ؟ » گفت : « صبر . » و در خبرى ديگر گفت كه « صبر يك نيمهء ايمان است . » و به سبب بزرگى صبر است كه خداى - تعالى - در قرآن زيادت از هفتاد جاى صبر را ياد كرده است ، و هر درجهاى كه نيكوتر است با صبر حوالت كرده است ، تا [ 2 ] امامت اندر راه دين با صبر حوالت كرد و گفت :
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ ائِمَّةً يَهْدونَ بِامْرِنا لَمّا صَبَروا وَ كانوا بِآياتِنا يُوقِنونَ
[ 3 ] ، و مزدى بىنهايت و بىحساب با صبر حوالت كرد و گفت :
انَّما يُوَفَّى الصّابِرونَ اجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ
[ 4 ] ، و صابران را وعده داد بدانكه او با ايشان است و گفت :
انَّ اللّهَ مَعَ الصّابرين
[ 5 ] و صلوات و رحمت و هدايت ، هر سه هيچ كس را جمع نكرد مگر صابران را ، گفت :
اولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ اولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدونَ
[ 6 ] . و از بزرگى فضل صبر است كه خداى - تعالى - وى را عزيز بكرد و به هر كسى
هامش
[ 1 ] بگذاشتن ، ترك كردن .
[ 2 ] تا ، حتى .
[ 3 ] ( قرآن ، 32 - 24 ) ، و از ايشان پيشوايان كرديم كه راه مىنمودند ( خلق را به خير ) به فرمان ما آنگه كه شكيبايى كردند ( بر عذاب فرعون ) و به سخنان ما بىگمانان بودند .
[ 4 ] ( قرآن ، 39 - 10 ) ، جز از اين نيست كه به شكيبايان سپارند مزد ايشان بىشمار و بىاندازه .
[ 5 ] ( قرآن ، 2 - 153 ) ، كه اللّه با شكيبايان است .
[ 6 ] ( قرآن ، 2 - 157 ) ، ايشان آناند كه برايشان است درودها از خداوند ايشان و بخشايش او بر ايشان و ايشاناند كه راستراهاناند .