بسيار ، كه هر ساعتى بيم بود كه هلاك شود . آنگاه اگر ايمان به سلامت ببرد ممكن است كه عفو كند ، و ممكن است كه عقوبت كند ، و غالب اين است كه همه پيغامبران را ( ع ) بدين فرستاد تا بگويند كه معصيت سبب عقوبت است . بدين اميد نشستن حماقت بود . و مثل وى چون كسى بود كه هر چه دارد ضايع كند و عيال گرسنه بگذارد و گويد باشد كه ايشان در بيرانه [ 1 ] اى شوند و گنجى بيابند ، يا شهر غارت كنند و او كالا پنهان نكند و در سراى باز گذارد ، گويد باشد كه اين ظالم چون به خانهء من رسد بميرد ، و يا غافل ماند و در سراى من نيايد ، اين همه ممكن است ، و امكان عفو همچنين باشد ، و ليكن بر اين اعتماد كردن و احتياط دست به داشتن از حماقت بود .
فصل
بدان كه خلاف كردهاند در آنكه كسى از بعضى گناهان توبه كند ، نه از همه گناهان ، توبه درست بود يا نه . گروهى گفتند : محال بود كه كسى از زنا كردن توبه كند و از خمر نكند ، كه اگر براى اين مىكند كه آن معصيت است اين نيز معصيت است ، پس چنان كه محال بود كه از يك خمر توبه كند و از ديگر خمر نكند ، كه هر دو برابرند ، معصيت نيز همچنين باشد . و درست آن است كه چنين توبه ممكن بود ، كه باشد كه بداند كه زنا صعبتر از خوردن خمر است ، از آن صعبترين توبه كند ، يا بداند كه خمر شومتر است از زنا ، كه خمر هم در زنا افكند و هم در كارهاى ديگر ، يا باشد كه مثلا از غيبت توبه كند و از خمر خوردن نكند ، گويد اين به خلق تعلّق دارد ، خطر اين بيش است ، بلكه روا بود كه از بسيار خوردن خمر توبه كند نه از اصل ، و گويد هر چند بيش خورى عقوبت بيش بود ، و من در اصل با شهوت خود برنيايم ، در زيادتى مىبرآيم ، و شرط نيست كه چون شيطان مرا عاجز آورد از كارى ، كه در آنچه عاجز نباشم نيز موافقت وى كنم . اين همه ممكن است .
هامش
[ 1 ] بيرانه ، ويرانه .