تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
امّا آنكه به ترك لذّات مىنتواند گفتن بايد كه بداند كه چون يك ساعت طاقت صبر از شهوتى نمىدارد ، طاقت آتش دوزخ چون دارد ، و طاقت صبر از لذّات بهشت چون خواهد داشت ؟ و اگر بيمار شود و هيچ چيز نزديك وى چون آب سرد نبود و طبيبى بيگانه و بيدين وى را گويد كه اين آب تو را زيان مىدارد ، چگونه شهوت خويش را خلاف كند در اميد شفا ؟ و اميد پادشاهى ابد به قول خداى و رسول اولىتر كه سبب ترك شهوت بود . امّا آنكه توبه تسويف [ 1 ] مىكند ، وى را گويند كه تأخير مىكنى تا فردا ، و آمدن فردا به دست تو نيست ، باشد كه نيايد و تو هلاك شوى . و بدين سبب است كه در خبر است كه « بيشتر فرياد اهل دوزخ از تسويف است . » و با وى گويند كه امروز چرا توبه تأخير مىكنى ؟ اگر از آن است كه مىگويى تا فردا ، و به ترك شهوت به گفتن دشوار است ، فردا هم اين خواهد بود ، كه خداى - تعالى - هيچ روز نيافريده است كه به ترك شهوت به گفتن در وى آسان شود . و مثل تو چون كسى است كه وى را گويند درختى از بيخ بكن ، گويد اين درخت قوى است و من ضعيفم ، صبر كنم تا ديگر سال ، گويند اين ابله نگر ، درخت ديگر سال قوىتر شده باشد و تو ضعيف‌تر . درخت شهوت نيز هر روز قوىتر باشد كه به وى كار مىكنى و تو هر روز از مخالفت عاجزتر باشى ، و هر چند پيش گيرى آسان‌تر . و امّا آنكه اعتقاد بر آن مىكند كه من مؤمنم و خداى - تعالى - از مؤمنان عفو كند ، گوييم : باشد كه عفو نكند ، و باشد كه چون طاعت نكنى درخت ايمان ضعيف شود و به وقت مرگ در عواصف سكرات موت كنده شود . كه ايمان درختى است كه آب از طاعت خورد ، چون از وى قوت نگرفته باشد در خطر بود ، بلكه ايمان بىطاعت و با معاصى بسيار چون مردى بود بيمار با علّت
هامش
[ 1 ] تسويف ، تأخير كردن .