تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
- تعالى - گرداگرد دوزخ بيافريد و گفت : بنگر ، بنگريست ، گفت : مىترسم كه هيچ كس نماند كه نه در دوزخ افتد ، بهشت را بيافريد و گفت : بنگر ، چون بنگريست گفت : هيچ كس صفت اين نشنود كه نه به وى شتابد ، پس مكاره و كارهاى تلخ كه بر راه بهشت است گرداگرد بهشت بيافريد ، گفت : يا جبرئيل بنگر ، گفت : بنگريستم ، به عزّت تو كه مىترسم هيچ كس در بهشت نشود از بس رنج كه بر راه وى است ، » سبب سوم آنكه آخرت وعده است و دنيا نقد ، و طبع آدمى به نقد مايل است و هر چه نسيه است كه از چشم وى دور است از دل نيز دور است . سبب چهارم آنكه هر كه مؤمن است بر عزم توبه است همه روز ، ليكن تأخير مىكند تا فردا ، و هر شهوت كه پيش آيد گويد اين بكنم و نيز [ 1 ] نكنم . سبب پنجم آنكه گناه واجب نيست كه به دوزخ برد ، بلكه عفو ممكن است [ 2 ] . و آدمى در حقّ نصيب خويش نيكوگمان باشد ، چون شهوتى بر وى غالب شد گويد خداى - تعالى - عفو كند و اميد مىدارد به رحمت . امّا علاج سبب اول كه به آخرت ايمان ندارد گفته‌ايم . امّا علاج آنكه آخرت نسيه مىپندارد و به ترك نقد بنمىگويد و آخرت كه از چشم وى دور است از دل دور مىپندارد آن است كه بداند كه هر چه لا بد بخواهد آمد آمده گير ، و چندان است كه چشم فراهم كردى و به مردى نقد شد ، و باشد كه امروز باشد و باشد كه فردا باشد و باشد كه همين ساعت آن نسيه نقد گردد و آن نقد گذشته نسيه گردد و چون خوابى شود .
هامش
[ 1 ] نيز ، بيش ، ديگر . [ 2 ] امكان عفو خدا وجود دارد .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 339 | الغزالي