پس بنده را به اخلاص فرمودهاند ، چون از عمل دست بدارد اخلاص را نيز دست بداشته باشد ، كه اخلاص اندر عمل بود . امّا آنچه از إبراهيم نخعى ( ره ) حكايت كردهاند كه قرآن همىخواند ، چون كسى اندر شد مصحف فرا كرد [ 1 ] و گفت : « نبايد [ 2 ] كه ببيند كه ما هر زمان قرآن همىخوانيم . » اين از آن بوده باشد كه دانسته باشد كه چون اندر آيد با وى سخن بايد گفت ، و قرآن خواندن دست همىببايد داشت ، پس پوشيده داشتن اولىتر ديده باشد . حسن بصرى مىگويد : « كه كس بودى كه وى را گريستن فرا آمدى بپوشيدى تا مردمان نبينند . » و اين روا بود ، كه گريستن ظاهر بر نگاه داشتن گريستن اندر باطن فضيلتى ندارد ، اين نه عبادتى باشد كه دست بداشته باشد . و مىگويد كه « كس بودى كه خواستى كه چيزى از راه برگيرد [ 3 ] و بر نگرفتى تا وى را نشناسند به پارسايى . » و اين حكايت حال ضعيفى باشد كه بر خويشتن ترسيده بود كه خلق وى را بدانند [ 4 ] و عبادتهاى ديگر بر وى بشوليده شود ، امّا اين حذر كردن از بيم شهرت نه نيك باشد ، بلكه ببايد كرد و ريا دفع بايد كرد ، مگر كسى كه ضعيف باشد و صلاح خود اندر آن داند . و اندر اين نقصان بود .
قسم دوّم آن باشد كه به خلق تعلّق دارد ،
چون قضا و ولايت و خلافت . و اين از عبادات بزرگ است چون به عدل آراسته بود ، و چون بىعدل بود از معاصى بزرگ است . و هر كه بر خويشتن ايمن نبود كه عدل تواند كرد ، بر وى حرام باشد قبول كردن آن ، كه آفت اندر اين عظيم است نه چون نماز و روزه كه اندر عين آن لذّتى نيست ، لذّت اندر آن بود كه مردمان ببينند ، امّا ولايت راندن ، كه لذّتى عظيم است و نفس در وى پرورده شود ، كسى را شايد [ 5 ] كه بر خويشتن ايمن بود ، امّا اگر خويشتن را آزموده باشد پيش از ولايت ، و امانت برزيده [ 6 ] باشد اندر كارها ، و ليكن ترسد كه چون به ولايت رسد متغيّر شود و از
هامش
[ 1 ] فرا كردن ، فراز كردن ، بستن .
[ 2 ] نبايد ، مبادا .
[ 3 ] مراد چيزى كه اسباب زحمت مردم را فراهم مىسازد .
[ 4 ] دانستن ، شناختن .
[ 5 ] شايسته است .
[ 6 ] ورزيده .