تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
عزّ و جلّ - بر من كه خواستمى كه نكردى ، و هيچ شادى نمانده است مرا مگر اندر آنچه حق - تعالى - تقدير كرده باشد . » اين همه سخنهاى اهل قوّت است و نبايد كه ضعفا بدين غرّه شوند . و بدان كه خداى - تعالى - را اندر كار تعبيتها [ 1 ] ست كه كس بدان راه نبرد ، و اندر زير هر شرّى خيرى است كه ما راه بدان نبريم و اندر ريا بسيار خير است خلق را ، اگر چه هلاك مرائى است ، كه بسيار كس به ريا كارها كند كه ديگران پندارند كه به اخلاص همىكند و به وى اقتدا كنند . حكايت حكايت كنند كه اندر بصره ، بامداد چنان بودى كه به هر كوى كه فروشدندى آواز قرآن خواندن و ذكر شنيدندى ، و بدان رغبت ديگران زيادت شدى . پس يكى كتابى كرد اندر دقايق ريا ، آن همه دست بداشتند و رغبتها در آن سست‌تر شد . پس گفتند كاشكى آن كس اين كتاب نكردى . پس مرائى فداى ديگران باشد ، و وى به هلاكت همىشود و [ 2 ] ديگران را به اخلاص همىخواند .

پيدا كردن رخصت اندر نهان داشتن معصيت

بدان كه ظاهر كردن عبادت ، باشد كه ريا بود ، و معصيت را پنهان داشتن همه وقتى روا باشد ، به سبب هفت عذر :

عذر اوّل آنكه حق - تعالى - فرموده است كه فسق و معصيت پنهان داريد .

و رسول ( ص ) گفت : « هر كه چيزى از فواحش بر وى برود بايد كه پردهء حقّ - تعالى - بر آن نگاه دارد . »

عذر دوم

چون در اين جهان پوشيده بماند ، بشارتى بود بدان كه اوميد آن باشد كه اندر آن جهان نيز پوشيده بخواهد ماند .
هامش
[ 1 ] تعبيه ، ترتيب ، ساختگى . [ 2 ] واو حاليه ( و حال آنكه ) .