تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
و گفت ( ص ) : « مرائى را روز قيامت ندا كنند و آواز دهند : يا مرائى يا نابكار يا غدار ، كردار تو ضايع شد و مزدت باطل شد ، برو و مزد از آن كس طلب كن كه كار براى وى كردى . » شدّاد بن اويس ( رض ) گفت : « رسول ( ص ) را ديدم كه مىگريست . گفتم : چرا مىگريى ؟ گفت : مىترسم كه امّت من شرك آورند ، نه آنكه بت‌پرستند يا ماه يا آفتاب‌پرستند ، لكن عبادت به روى و ريا كنند . » و گفت ( ص ) : « اندر ظلّ عرش آن روز كه هيچ ظل نباشد الّا ظل عرش ، جز آن مردى نخواهد بود كه به دست راست صدقه بدهد و خواهد كه از دست چپ پنهان دارد . » و گفت ( ص ) : « حق - تعالى - چون زمين را بيافريد بلرزيد ، كوه را بيافريد تا وى را فروگرفت . فريشتگان گفتند : « خداى - تعالى - هيچ چيز نيافريد قوىتر از كوه . پس خداى - تعالى - آهن بيافريد تا كوه را ببرد . گفتند : آهن قوىتر است ، خداى - تعالى - آتش بيافريد تا آهن بگداخت . گفتند : آتش قوىتر است ، پس آب را بفرمود تا آتش را بكشت ، پس باد را بفرمود تا آب را بر جاى بداشت [ 1 ] . پس خلاف كردند فريشتگان ، گفتند ، بپرسيم از حق - تعالى - كه آن چيست از آفريده‌هاى تو كه از آن قوىتر هيچ چيز نيست ، گفت : آدمى كه صدقه بدهد به دست راست چنان كه دست چپ را از آن خبر نباشد . هيچ آفريده از وى قوىتر نيافريده‌ام ، » و معاذ ( رض ) گويد كه رسول ( ص ) گفت كه « حق - عزّ و جلّ - هفت فريشته بيافريد پيش از آفريدن آسمان‌ها ، پس آسمان‌ها را بيافريد و هر يكى را موكّل كرد بر آسمانى و دربانى آن آسمان به وى داد . چون فريشتگان زمين كه كردارهاى خلق نويسند - و ايشان را حفظه [ 2 ] گويند - عمل بنده‌اى كه از بامداد تا شبانگاه كرده باشد رفع كنند [ 3 ] ، تا به آسمان اوّل
هامش
[ 1 ] سرد و منجمد كرد . [ 2 ] حفظه ( ج . حافظ ) ، نگاهبانان . [ 3 ] رفع كردن ، برداشتن ، بالا بردن .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 209 | الغزالي