تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
تقاضاى مادح نبود ، و اگر اندر كارى وى را فرا خواهد ، معاونت وى دشوارتر از معاونت مادح نباشد ، و اگر بميرد ، اندوه به مرگ وى كمتر از مرگ ديگر نبود ، و اگر كسى وى را برنجاند ، همچنان رنجور شود كه مادح را ، و اگر مادح زلّتى بكند ، بر دل وى بايد كه سبكتر نبود . و اين سخت دشوار بود . و باشد كه عابد خود را غرور دهد و گويد كه خشم من با وى از آن [ 1 ] است كه وى بدين مذمّت كه كرد عاصى است . و اين تلبيس شيطان است ، كه در حال ، بسيار كس است كه كبائر [ 2 ] مىكنند و [ 3 ] ديگران را مذمّت مىكنند ، چون آن كراهيّت نيابد در خويشتن [ 4 ] ، دليل آن بود كه آن خشم نفس است نه خشم دين ، و عابد كه جاهل بود به چنين دقايق ، بيشتر رنج وى ضايع باشد [ 5 ] .

درجهء چهارم درجهء صدّيقان است

كه مادح را دشمن گيرند و نكوهنده را دوست دارند ، كه از وى سه فايده گرفتند : يكى عيب خويش از وى بشنيدند ، ديگر آنكه وى حسنات خود به هديه به ايشان فرستاد ، و ايشان را حريص بكرد بر آنكه طلب پاكى كنند از آن عيب و از آنچه مانندهء آن است . و اندر خبر است از رسول ( ص ) كه گفت : « واى بر روزه‌دار و بر آنكه به شب نماز كند و بر آنكه صوف [ 6 ] پوشد ، مگر آنكه [ 7 ] درون وى از دنيا گسسته باشد ، و مدح دشمن دارد و نكوهيدن دوست دارد . » و اين حديث اگر درست است كارى صعب است . چه بدين درجه رسيدن كارى صعب است و سخت متعذّر است ، بلكه به درجهء دوم رسيدن - كه به ظاهر فرق نكند ، اگر چه به دل فرق كند - هم دشوار است ، كه غالب [ 8 ]
هامش
[ 1 ] از آن جهت . [ 2 ] كبائر ( ج . كبيره ) ، گناهان بزرگ . [ 3 ] ( واو حاليه ) ، و حال آنكه . [ 4 ] در « ترجمهء احياء » : در نفس خود از او نفرتى نمىيابد به سبب مذمت ديگرى چنان كه براى نكوهش خود . ( ربع مهلكات ، ص 804 ) [ 5 ] - در « ترجمهء احياء » : بيشتر عبادتهاى او رنج و ضايع باشد . ( ربع ) مهلكات ) . [ 6 ] صوف ، نوعى از پارچهء پشمينه ، جامه‌اى كه صوفيان پوشند . [ 7 ] الّا آنكه . [ 8 ] غالب ، بيشتر .