آوردن بر وى آسان بود ، اما خسيس اگر خواهد به مال جاه به دست آورد آن دشوارتر بود .
دوم آنكه مال اندر خطر بود كه هلاك شود و دزد ببرد و به كار شود و برسد [ 1 ] ، و جاه از اين همه ايمن بود .
سوم آنكه مال زيادت نشود بىرنج تجارت و حراثت [ 2 ] ، و جاه سرايت مىكند و زيادت مىشود ، كه هر كه دل وى صيد تو شد ، وى اندر جهان مىگردد و ثناى تو مىگويد تا ديگران نيز صيد تو مىشوند ناديده ، و هر چند نام معروفتر مىشود ، جاه زيادت مىگردد و تبع بيشتر مىشود . پس جاه و مال هر دو مطلوب است براى آنكه وسيلت است به جمله حاجتها ، و لكن اندر طبع آدمى اندر است كه نام و جاه دوست دارد به شهرهاى دور ، كه داند كه هرگز آنجا نخواهد رسيد ، و دوست دارد كه همه عالم ملك وى باشد ، اگر چه داند كه بدان محتاج نخواهد بود . و اين را سرّى است عظيم ، و سبب آن است كه آدمى از گوهر فريشتگان است ، و از جملهء كارهاى الهى است ، چنان كه گفت :
قُلِ الرّوحُ مِنْ امْرِ رَبّى
[ 3 ] ، پس به سبب زيادت مناسبتى كه با حضرت ربوبيّت دارد ، ربوبيّت جستن طبع وى است . و اندر باطن هر كسى بايست [ 4 ] آنكه فرعون گفت :
انَا رَبُّكُمُ الْاعْلى
[ 5 ] اندر است ، پس هر كسى ربوبيّت به طبع دوست دارد .
و معنى ربوبيّت آن است كه همه وى باشد و با وى خود هيچ چيز ديگر نبود ، كه چون ديگرى پديد آيد نقصانى بود . و كمال آفتاب بدان است كه يكى است و نور همه از وى است ، اگر با وى ديگرى بودى وى ناقص بودى . و اين كمال كه همه وى باشد خاصيّت الهيّت باشد ، كه هست
هامش
[ 1 ] در كار افتد و تمام شود .
[ 2 ] حراثت ، كشاورزى .
[ 3 ] ( قرآن ، 17 - 85 ) ، بگوى جان از امر خداوند من است .
[ 4 ] اين انديشه بر هر كسى لازم است .
[ 5 ] ( قرآن ، 79 - 24 ) ، منم خداوند برترين شما .