تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
كه اگر چه مرد استاد و معزّم [ 1 ] باشد ، آن اولىتر كه اندر مال ننگرد و گرد وى نگردد ، برون مقدار حاجت كه مارافساى را آخر هلاك بر دست مار بود ، و السّلام .
هامش
[ 1 ] معزّم ، افسونگر .