اصل هفتم - آداب سفر است
بدان كه سفر دو است : يكى ظاهر و يكى باطن .
امّا سفر باطن سفر دل است در ملكوت آسمان و زمين و عجايب صنع ايزد - تعالى - و منازل راه دين . و سفر مردان اين است كه به تن در خانه نشسته - باشند و در بهشتى كه پهناى وى چند هفت آسمان و زمين است - و زيادت ، جولان مىكنند . چه ، عالمهاى ملكوت بهشت عارفان است - آن بهشتى كه منع و قطع و مزاحمت را به وى راه نيست . و حق - تعالى - بدين سفر دعوت مىكند كه مىگويد :
أَ وَ لَمْ يَنْظُروُا في مَلَكوتِ السَّمواتِ وَ الأَرْض وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيءٍ
[ 1 ] و كسى كه از اين سفر عاجز آيد ، باشد كه به ظاهر سفر كند و كالبد را فرا او برد تا از هر جايى فايدهاى برگيرد . و مثل اين كس چون كسى بود كه به پاى خويش به كعبه رود تا ظاهر كعبه بيند ، و مثل آن ديگرى چون كسى بود كه به خانه نشسته بود تا كعبه به نزديك وى آيد ، و بر گرد وى طواف كند و اسرار خود با وى گويد . و تفاوت ميان اين و آن بسيار باشد . و از اين بود كه شيخ بو سعيد أبو الخير ( ره )
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 7 - 185 ) ، آيا در ننگرند در آنچه از نشانههاى پادشاهى خداست در آسمانها و زمينها و آنچه خداى آفريد از هر چه آفريد ؟