دهد ، و سخن ايشان در علم شما زيادت كند ، و كردار ايشان شما را در آخرت راغبتر كند . » و خداى - تعالى - وحى فرستاد به داود پيغمبر ، گفت : « يا داود ، چرا از مردمان رميده و تنها نشستهاى ؟ » گفت : « بار خدايا ، دوستى تو ياد خلق از دل من ببرد و از همه نفور شدم . » گفت : « يا داود ، بيدار باش و خود را برادران به دست آور ، و هر كه ياور تو نباشد - در راه دين - از وى دور باش كه دلت سياه بكند ، و از منت دور افكند . » و رسول ما ( ص ) گفت : « حق را فريشتهاى است يك نيمهء وى از آتش و يك نيمهء وى از برف ، مىگويد بار خدايا ، چنان كه ميان آتش و برف الفت افكندى ، ميان دلهاى بندگان شايستهء خويش الفت افكن . » و گفت : « كسانى كه دوستى دارند با يكديگر براى خداى - تعالى ، براى ايشان عمودى بزنند از ياقوت سرخ ، بر سر آن هفتاد هزار كوشك باشد ، از آنجا به اهل بهشت فرونگرند ، و نور روى ايشان بر اهل بهشت افتد ، چنان كه نور آفتاب در دنيا ، و اهل بهشت گويند : بياييد تا به نظارهء ايشان رويم ، ايشان را بينند جامههاى سندس سبز پوشيده و بر پيشانيهاى ايشان نبشته المتحابّون في اللّه - اين دوستان خداى - تعالى - اند . » و ابن سمّاك در وقت مرگ مىگفت : « بار خدايا ، دانى كه در آن وقت كه معصيت مىكردم اهل طاعت تورا دوست مىداشتم ، اين كفّارت آن كن . » و مجاهد مىگويد : « دوستان خداى - تعالى - چون در يكديگر خندند همچنان كه برگ از درخت فروريزد گناه از ايشان فروريزد . »
پيدا كردن حقيقت دوستى خداى - تعالى - كه كدام است
بدان كه دوستيى كه به اتفاق افتد با كسى كه با وى در دبيرستان [ 1 ] يا در سفر يا در مدرسه يا در محلّه بوده باشد ، و بدان سبب الفتى افتاده باشد ، از اين جمله نبود و هر كه را براى آن دوست دارى كه به صورت نيكو بود يا در سخن گفتن شيرين بود ، از اين جمله نبود . و هر كه را براى آن دوست دارى كه تورا از وى جاهى باشد يا
هامش
[ 1 ] دبيرستان ، مكتب .