تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
دلش به مسجد آويخته بود تا باز به مسجد رسد ، و ديگر دو كس كه براى خداى - تعالى - با يكديگر دوستى كنند ، و بدان فرا هم آيند ، و بدان پراكنده شوند ، كسى كه در خلوت خداى - تعالى - را ياد كند ، و چشم وى پرآب شود ، و ديگر مردى كه زنى با حشمت و جمال وى را به خويشتن خواند و وى گويد : من از حق - تعالى - مىترسم ، و ديگر مردى كه صدقه بدهد به دست راست ، چنان كه دست چپ خبر ندارد . » و گفت : « هيچ كس زيارت برادرى نكند براى خداى - تعالى - الّا كه فريشته منادى كند و گويد فرّخ و مبارك باد تو را بهشت حق - تعالى . ، » و گفت : مردى به زيارت مىشد به نزديك دوستى . خداى - تعالى - فريشته‌اى بر راه فرستاد ، تا گفت : « كجا مىشوى ؟ » گفت : « به زيارت فلان برادر » گفت : « حاجتى دارى نزديك وى ؟ » گفت : « نه . » گفت : « خويشاوندى دارى با وى ؟ » گفت : « نه . » گفت : « به جاى تو نيكويى كرده است ؟ » گفت : « نه . » گفت : « پس چرا مىشوى ؟ » گفت : « براى خداى وى را دوست دارم ، » گفت : « پس حق - تعالى - مرا به نزديك تو فرستاد تا تورا بشارت دهم كه خداى - تعالى - ترا دوست - دارد ، به سبب دوستى تو وى را ، و بهشت واجب بكرد بر خود شما را . » و رسول ( ص ) گفت : « استوارترين دستاويزى در ايمان ، دوستى و دشمنى است براى خداى - تعالى . » و حق - تعالى - وحى فرستاد به بعضى از انبيا ( ع ) كه « اين زهد كه پيش - گرفته‌اى ، بدين ، راحت خويش تعجيل كردى كه از دنيا ، و رنج وى برستى ، اما آنكه به عبادت من مشغول شدى ، بدين ، عزّ خود حاصل كردى ، ليك بنگر تا هرگز براى من دوستان مرا دوست داشتى ، و با دشمنان من دشمنى كردى ؟ » و به عيسى ( ع ) وحى فرستاد كه « اگر همه عبادتهاى اهل آسمان و زمين به جاى آورى و در ميان دوستى و دشمنى براى من نباشد ، آن سودى ندارد . » و عيسى ( ع ) گفت : « خويشتن را دوست گردانيد نزد خداى - تعالى - به دشمن داشتن دشمن وى و عاصيان ، و نزديك گردانيد خود را به خداى - تعالى - به دور بودن از ايشان ، و رضاى حق - تعالى - طلب كنيد به خشم گرفتن بر ايشان . » گفتند : « يا روح اللّه ، با كه نشينيم ؟ » گفت : « با كسى كه ديدار ايشان حق را با ياد شما
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 392 | الغزالي