تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١

باب اول - در دوستى و برادرى كه براى حق - تعالى - بود

بايد كه بدانى كه دوستى و برادرى گرفتن براى خداى - تعالى - از عبادتهاى فاضل‌ترين است و از مقامات بزرگ است در دين . رسول ( ص ) گفت : « هر كه حق - تعالى - به وى خيرى خواسته بود ، وى را دوستى شايسته روزى - كند ، تا اگر خداى - تعالى - را فراموش كند با يادش دهد ، و اگر ياد كند يارش باشد . » و گفت : « هيچ دو مؤمن فرا هم نرسند كه نه يكى را از آن ديگر فايده‌اى باشد در دين . » و گفت : « هر كه كسى را در راه خداى - تعالى - به برادرى گيرد ، وى را در بهشت درجه‌اى رفيع بدهند كه به هيچ عمل ديگر بدان درجه نرسد . » و ابو ادريس خولانى معاذ را گفت : « من تورا دوست دارم براى خداى - تعالى . » گفت : « بشارت باد تورا كه از رسول ( ص ) شنيدم كه روز قيامت كرسيها بنهند گرداگرد عرش گروهى را كه روى ايشان چون ماه چهارده شبه بود - همه خلق در هراس باشند و ايشان ايمن ، همه در بيم باشند و ايشان ساكن - و ايشان اولياى حق - تعالى - باشند كه ايشان را نه بيم بود و نه اندوه ، . گفتند : يا رسول اللّه ، اين قوم كه باشند ؟ ، گفت : المتحابّون في اللّه ، - ايشان جماعتىاند كه يكديگر را براى خداى دوست دارند . » و رسول ( ص ) گفت : « هيچ دو كس براى خداى دوستى نگرفتند كه نه دوست‌ترين ايشان نزد خداى آن بود كه آن ديگر را دوست‌تر دارد . » و گفت : « خداى - تعالى - مىگويد : حقّ است دوستى من كسانى را كه زيارت كنند يكديگر را براى من ، و با يكديگر دوستى كنند براى من ، و با يكديگر در مال مسامحت كنند براى من ، و يكديگر را نصرت كنند براى من . » و گفت : « حق - تعالى - روز قيامت گويد : كجااند آن كسانى كه براى من با يكديگر دوستى - كردند ، تا امروز كه هيچ سايه‌اى نيست كه پناه خلق باشد ، ايشان را در سايهء خويش بدارم ؟ » و گفت : « هفت كس ، روز قيامت كه هيچ كس را سايه نباشد ، در ظل حق - تعالى - باشند : يكى امام عادل ، و ديگر جوانى كه در ابتداى جوانى در عبادت خداى - تعالى - برآمده باشد ، و مردى كه از مسجد بيرون آيد ،