و أبو بكر ( رض ) از دست غلامى شربتى [ 1 ] شير بخورد ، و آنگاه بدانست كه نه از وجه نيك بوده است : انگشت به حلق فروكرد تا قى افتاد - و بيم آن بود كه از رنج و سختى آن جان بدهد . پس گفت : « بار خدايا به تو پناهيدم از آن قدر كه در رگها بماند . » و عمر ( رض ) همچنين كرد ، كه به غلط شربتى از شير صدقه به وى دادند ، و بخورد .
و عبد اللّه عمر ( رض ) مىگويد : « اگر چندان نماز كنيد كه پشتهاتان كوژ گردد ، و چندان روزه داريد كه چون موى باريك شويد ، سود ندارد و نپذيرند الّا به پرهيز از حرام . » و سفيان ثورى مىگويد : « هر كه از حرام صدقه دهد و خير كند ، همچون كسى بود كه جامهء نجس به بول بشويد تا نجستر شود . » و يحيى معاذ گفت :
« طاعت خزانهء حق - تعالى - است ، و كليد وى دعاست ، و دندانههاى وى [ 2 ] لقمهء حلال است . » و سهل تسترى گويد : « هيچ كس به حقيقت ايمان نرسد ، الّا به چهار چيز : همه فرائض بگزارد به شرط و سنّت ، و حلال خورد به شرع و ورع ، و همهء ناشايستها دست بدارد [ 3 ] به ظاهر و باطن ، و هم بر اين صبر كند تا مرگ . » و گفتهاند : « هر كه چهل روز شبهت خورد ، دل وى تاريك شود و زنگار گيرد . » و عبد اللّه مبارك گويد : « يك درم از شبهت با خداوند آن [ 4 ] دهم ، دوستتر از آن دارم كه صد هزار درم به صدقه دهم . » و سهل تسترى گويد : « هر كه حرام خورد ، هفت اندام وى در معصيت افتد ناچار - اگر خواهد و اگر نخواهد ، و هر كه حلال خورد همه اندام وى به طاعت بود - اگر خواهد و اگر نه - و توفيق خير به دو پيوسته بود . » و اخبار و آثار در اين بسيار آمده است ، و سبب اين بوده است كه اهل ورع احتياطهاى عظيم كردهاند . و يكى از ايشان وهيب بن الورد بوده است كه
هامش
[ 1 ] شربت ، جرعه ، مقدارى از نوشيدنى كه به يك بار نوشيده شود .
[ 2 ] دندانههاى كليد .
[ 3 ] دست به داشتن ، ترك كردن .
[ 4 ] به صاحب آن .