ادب هشتم آنكه اگر دو زن دارد ، ميان ايشان برابر دارد ،
كه در خبر است كه « هر كه به يك زن ميل زيادت كند ، روز قيامت مىآيد و يك نيمهء وى كوژ شده . » و برابرى در عطا دادن و در شب با ايشان بودن نگاه دارد . اما در دوستى و مباشرت كردن واجب نيست ، كه اين در اختيار نيايد .
رسول ( ص ) هر شبى به نزديك زنى مىبود ، و عايشه را دوستتر داشتى ، و مىگفت : « بار خدايا ، آنچه به دست من است جهد همىكنم ، اما دل به دست من نيست . » و اگر كسى از يك زن سير شده باشد و نخواهد كه بر وى شود ، بايد كه طلاق دهد و دربند ندارد .
رسول ( ص ) سوده را طلاق خواست داد ، كه بزرگ شده بود . گفت :
« يا رسول اللّه ، من نوبت خويش را به عايشه دادم ، مرا طلاق مده تا در قيامت از جمله زنان تو باشم . » وى را طلاق نداد ، و دو شب به نزديك عايشه بودى و يك شب به نزديك هر زنى .
ادب نهم آنكه چون زن نافرمانى كند و طاعت شوهر ندارد ، وى را به تلطّف و رفق به طاعت خواند .
اگر طاعت ندارد ، شب جامه [ 1 ] جدا كند و در جامه پشت با وى كند . اگر طاعت ندارد ، سه شب جامه جدا كند . پس اگر سود ندارد ، وى را بزند ، و بر روى نزند ، و سخت نزند ، چنان كه جايى بشكند . و اگر در نماز يا در كار دين تقصير كند ، روا بود كه بر وى خشم گيرد ماهى يا چندان كه باشد [ 2 ] ، كه رسول ( ص ) ماهى با جمله زنان خشم گرفت .
ادب دهم در صحبت كردن « 1 » است .
بايد كه روى از قبله بگرداند ، و در ابتدا ، به - حديث و بازى و قبله و معانقه دل وى خوش كند ، كه رسول ( ص ) گفته است كه « مرد نبايد كه بر زن افتد چون ستور : بايد كه در پيش صحبت ، رسولى باشد . »
هامش
[ 1 ] جامه ( جامهء خواب ) ، رختخواب .
[ 2 ] در « ترجمهء احياء » : و شوى را رواست كه براى كارى از كارهاى دين كه بر وى ( زن ) خشم گيرد تا ده روز و تا يك ماه از وى جدايى گزيند .
( 1 ) ص 152 - ح 1 .