تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
ايشان كه بپرسيدى [ 1 ] . تا باز پسين ايشان به وى آمد . وى را گفت كه « ايشان مىشوم كه را مىگويند ؟ » گفت : « ترا كه پيش از اين ، عبادت تو در جملهء اعمال مجاهدان به آسمان مىآوردند ، اكنون يك هفته است تا نام تو از جملهء مجاهدان بيرون كرده‌اند . ندانم تا چه كرده‌اى . » چون از خواب بيدار شد ، در حال نكاح بكرد تا از جملهء مجاهدان باشد . اين است جملهء فوائد نكاح كه بدين سبب رغبت بايد كرد در وى .

اما آفات نكاح سه است :

آفت اول آنكه باشد كه از طلب حلال عاجز آيد

- خاصّه در چنين روزگار - و باشد كه به سبب عيال در طلب حرام و شبهت افتد . و آن سبب هلاك دين بود وى را و عيال وى را . و هيچ فضيلت اين را جبر نكند ، كه در خبر است كه « بنده را نزديك ترازو بدارند ، و وى را اعمال نيكو بود هر يكى چند كوهى ، پس وى را بپرسند كه عيال را از كجا نفقه دادى ؟ ، و وى را اندر اين بگيرند [ 2 ] تا همه حسنات وى بشود بدين سبب . آنگاه منادى كنند كه اين آن مرد است كه عيال وى جمله حسنات وى بخورد ، و وى گرفتار شد . » و در اثر است كه « اوّل كسى كه در بنده آويزد به قيامت ، عيال وى بود . گويد : بار خدايا ، انصاف ما از وى بستان ، كه ما را طعام حرام داد - و ما ندانستيم - و ما را آنچه آموختنى بود نياموخت تا جاهل بمانديم . ، » پس هر كه را مالى يا ميراثى نباشد يا كسبى حلال نباشد ، وى را نكاح نشايد كردن الّا بدان وقت كه يقين داند كه اگر نكند در زنا خواهد افتاد .

آفت دوم آنكه قيام كردن به حقّ عيال نتوان الّا به خلق نيكو و صبر كردن بر محالات ايشان

و احتمال كردن « 1 » رنج ايشان ، و به تدبير كارهاى ايشان قيام - كردن . و اين هر كسى نتواند كردن . و باشد كه ايشان را برنجاند و بدان بزهكار
هامش
[ 1 ] يعنى از هيبت ايشان ترسيد كه بپرسد كه مقصودشان كيست ؟ [ 2 ] - دراين‌باره مؤاخذه كنند . ( 1 ) ص 115 - ح 3 .