تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
گريستن برآورند و مادر و پدر را طلب كنند ، تا آنگاه كه ايشان را دستورى باشد تا در ميان جمع شوند ، و هر كسى دست مادر و پدر خويشتن مىكشد به بهشت . » و يكى از بزرگان از نكاح حذر همىكرد ، تا شبى به خواب ديد كه قيامت بود و خلقى در رنج تشنگى مانده ، و گروهى اطفال را ديد قدحهاى زرين و سيمين به دست و آب مىدادند گروهى را . پس ، وى آب خواست وى را ندادند ، گفتند كه « ترا در ميان ما هيچ فرزند نيست . » پس چون از خواب بيدار شد ، در وقت نكاح كرد .

فايدهء دوم در نكاح آن است كه دين خويش را در حصار كند

و شهوت را ، كه آلت شيطان است ، از خويشتن باز كند . و براى اين گفت رسول ( ص ) كه « هر كه نكاح كرد ، يك نيمهء دين خويش در حصار كرد و هر كه نكاح نكند غالب آن بود كه چشم از نظر و دل از وسوسه نگاه نتواند داشت ، اگر چه فرج نگاه دارد . و ليكن بايد كه نكاح بر نيّت فرزند باشد نه براى شهوت ، كه محبوب خداوند به جاى آوردن براى فرمان را نه چنان بود كه براى دفع موكّل را [ 1 ] ، كه شهوت براى آن آفريده‌اند تا مستحثّ و متقاضى بود ، هر چند كه در وى [ 2 ] حكمتى ديگر هست . ديگر آنكه در وى لذتى عظيم نهاده‌اند تا نمودگار لذّتهاى آخرت باشد ، چنان كه آتش آفريده‌اند تا رنج آن نمودگار رنج آخرت باشد ، هر چند كه لذت مباشرت و رنج آتش [ دنيا ] مختصر است در جنب لذت و رنج آخرت . و ايزد - تعالى - را در هر چه آفريده است حكمتهاست . و باشد كه در يك چيز حكمتهاى بسيار بود ، و آن پوشيده بود الا بر بزرگان و علما . و رسول ( ص ) مىگويد . « هر زنى كه برآيد ، شيطانى با وى باشد چون كسى را زنى نيكو پيش آيد ، بايد كه به خانه شود و با اهل خويش صحبت كند
هامش
[ 1 ] به جاى آوردن آنچه محبوب خداوند است ( نكاح ) به خاطر فرمان خداى ( يعنى به نيت فرزند آوردن ) فضيلت دارد بر همين عمل به خاطر دفع موكل ( شهوت ) . [ 2 ] در شهوت .