تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
اين حاصل بايد كرد پيش از علمهاى ديگر . حالت دوم آنكه قدرت اين ندارد ، ليكن به ذكر و عبادت مشغول تواند - بود . و اين درجهء عابدان است ، و مقامى بزرگ است - خاصّه اگر به ذكرى مشغول تواند بود كه غالب باشد بر دل ، و متمكّن و ملازم بود دل را . حالت سوم آنكه به چيزى مشغول باشد كه در آن راحت خلق باشد ، چون خدمت صوفيان و فقها و درويشان . و اين از نوافل عبادات فاضل‌تر ، كه اين ، هم عبادت است ، و هم راحت مسلمانان بود ، و هم معاونت ايشان بر عبادت ، و بركات دعاى ايشان اثرى عظيم دارد . حالت چهارم آن باشد كه بدين نيز قادر نباشد ، و به كسب مشغول شود - براى خود و عيال . چون [ 1 ] امانت نگاه دارد ، و خلق از زبان وى و دست وى ايمن باشند ، و حرص دنيا وى را در طلب زيادت نيفكند ، و به قدر كفايت قناعت - كند ، وى نيز از جملهء عابدان است ، و در درجه ، دوم اصحاب اليمين باشد ، اگر - چه از جملهء سابقان و مقرّبان نباشد . و درجهء سلامت را ملازم بودن اقلّ درجات است . اما آنكه روزگار نه در اين چهار قسم يكى گذارد ، آن از جملهء هالكان است و از اصحاب و اتباع شيطان . اما ورد چهارم از وقت زوال [ 2 ] تا نماز ديگر بود . بايد كه پيش از زوال قيلوله [ 3 ] كند ، كه قيلوله نماز شب را ، چون سحور باشد روزه را . اما چون قيام شب نباشد ، قيلوله كراهيت بود ، كه بسيار خفتن مكروه است . و چون بيدار شود ، بايد كه پيش از وقت نماز پيشين طهارت كند ، و جهد آن كند كه
هامش
[ 1 ] چون در كسب . [ 2 ] زوال ، متمايل شدن آفتاب از وسط آسمان به سوى مغرب . [ 3 ] قيلوله ، خواب چاشتگاه .