و زندگانى و اجل تفكّر كند و با خود گويد كه « از اجل يك روز بيش نمانده - است » ، كه فايدهء اين تفكّر عظيم است ، كه خلق روى به دنيا آوردهاند ، و آن از درازى امل است ، كه اگر به يقين دانندى كه تا يك ماه يا يك سال ديگر بخواهند مردن ، از هر چه بدان مشغولاند دور باشندى . و باشد كه تا يك روز خود بخواهند مرد و [ 1 ] ايشان به تدبير كارى مشغولاند كه تا ده سال ديگر به كار - نيايد . و براى اين حق - تعالى - گفت :
ا وَ لَمْ يَنْظُروا في مَلَكوتِ السَّمواتِ و الارضِ و ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيءٍ و انْ عَسى ان يكونَ قَدِ اقْتَربَ اجَلُهُم
[ 2 ] ( الآيه ) .
و چون دل صافى كند و اين انديشه بكند ، رغبت ساختن [ 3 ] زاد آخرت در دل حركت كند . بايد كه تفكّر كند تا در اين روزى چند ، خيرى ميسّر تواند بود وى را ، و از هر چه معصيت است حذر بايد كرد و در گذشته ، كه تقصير كرده است ، تدارك بايد كرد . و اين همه را به تدبّر و تفكّر حاجت بود .
پس اگر كسى را راه گشاده بود تا در ملكوت آسمان و زمين نگرد ، و در عجايب صنع نگرد ، بلكه در جلال و جمال حضرت الهيّت نگرد ، اين فكر از همهء عبادات و از همهء تفكّرهاى دون اين فاضلتر است ، كه تعظيم حق - تعالى - بدين بر دل غالب شود . و تا تعظيم غالب نگردد ، محبّت غالب نشود و كمال سعادت يافته نشود . و كمال سعادت در كمال محبّت است ، و اين هر كسى را ميسّر نباشد ، و ليكن بدل اين بايد كه در نعمتهاى حق - تعالى - كه بر وى است تفكّر كند و در محنتها كه در عالم است - از بيمارى و درويشى و غير آن از عقوبات كه وى را از آن خلاص دادهاند - تا بداند كه شكر بر وى واجب است . و شكر بدان بود كه فرمانها به جاى آرد و از
هامش
[ 1 ] در حالى كه .
[ 2 ] ( قرآن ، 7 - 185 ) ، در ننگرند در آنچه از نشانههاى پادشاهى خداست در آسمانها و زمينها و آنچه خداى آفريد از هر چه آفريد ، و در ننگرند به انديشهء خويش كه مگر چنان است كه اجل ايشان و هنگام سرانجام ايشان نزديك آمد .
[ 3 ] ساختن ، آماده كردن ، تدارك .