معصيتها دور باشد . و در جمله ، ساعتى در اين تفكّر كند كه پس از برآمدن صبح جز فريضه و سنّت نماز بامداد هيچ نماز ديگر نيست تا آفتاب برآيد ، كه بدل آن [ 1 ] ذكر و فكر است .
اما ورد دوم از آفتاب برآمدن تا چاشتگاه .
بايد كه اگر تواند در مسجد صبر - كند تا آفتاب برآيد - يك نيزه بالا [ 2 ] - و به تسبيح مشغول باشد تا وقت كراهيت نماز بگذرد . آنگاه دو ركعت نماز بكند . چون چاشتگاه فراخ شود - كه چهار يكى [ 3 ] از روز بگذرد - نماز چاشت آنگاه فاضلتر بود : چهار ركعت نماز بكند - شش يا هشت ، كه اين همه نقل كردهاند . و چون آفتاب ارتفاع گرفت و اين ركعتها گزارده شد ، به چيزهايى كه به خلق تعلّق دارد مشغول شود ، چون عيادت بيمار و تشييع جنازه و قضاى حاجت مسلمانان يا حضور در مجلس علم .
اما ورد سوم از چاشتگاه تا نماز پيشين .
اين ورد مختلف بود در حقّ مردمان ، و از چهار حالت خالى نباشد :
حالت اول آنكه قادر باشد بر تحصيل علم . و هيچ عبادت از اين فاضلتر نباشد ، بلكه كسى كه بر اين قادر بود ، چون از فريضهء بامداد بپرداخت ، اولىتر آن بود كه به تعلّم مشغول شود ، ليكن علمى خواند كه نافع باشد آخرت را ، و آن علمى بود كه رغبت دنيا ضعيف كند و رغبت آخرت زيادت و عيوب و آفات اعمال را كشف كند و به اخلاص دعوت كند . اما علم جدل و خلاف و علم قصص و تذكير [ 4 ] - كه به صنعت و سجع به هم بازنهاده باشند - اين همه حرص دنيا را زيادت كند و در دل تخم حسد و مباهات پراكند . و اين علم نافع در كتاب احياء و در كتاب جواهر القرآن و در اين كتاب مجموع است :
هامش
[ 1 ] بدل نماز .
[ 2 ] به بالا و اندازهء يك نيزه .
[ 3 ] ربعى .
[ 4 ] مراد منبر گويى و مذكرى است .