و برخواند ، چون آية الكرسى « 1 » و آمن الرّسول « 2 » و شهد اللّه [ 2 ] و قل اللّهمّ مالك الملك [ 3 ] و اول سبّح - الحديد و آخر سبّح - الحشر [ 4 ] .
و اگر چيزى جامع خواهد ، از قرآن و ذكر خداى ، آنچه خضر ( ع ) إبراهيم تيمى را بياموخت - در مكاشفاتى كه وى را بوده است - آن مىخواند - ، كه در وى فضل بسيار است ، و آن را « مسبّعات عشر » خوانند : ده چيز است ، هر يكى هفت بار - الحمد « 3 » و المعوّذتين « 4 » و سورة الاخلاص « 5 » و قل يا أيّها الكافرون « 6 » و آية الكرسى . اين شش از قرآن است ، و چهار ديگر ذكر است .
يكى - سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله الّا اللّه و اللّه أكبر « 7 » .
و ديگر - اللّهمّ صلّ على محمّد و على آل محمد « 8 » .
و ديگر - اللّهمّ اغفر للمؤمنين و المؤمنات [ 5 ] .
و ديگر - اللّهمّ اغفر لي و لوالدىّ و ارحمهما ، و افعل بى و بهم عاجلا و آجلا في الدين و الدّنيا و الآخرة ما أنت له اهل و لا تفعل بنا يا مولانا ما نحن اهله ، انّك غفور رحيم [ 6 ] . و اندر فضل اين حكايتى دراز است كه در احياء بياوردهايم .
و چون از اين فارغ شود به تفكّر مشغول شود . و مجال تفكّر بسيار است ، و در آخر اين كتاب گفته آيد . اما آنچه هر روز مهم است ، آنكه در مرگ
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 3 - 18 ) ، گواهى داد خداى . . .
[ 2 ] ( قرآن ، 3 - 26 ) ، گوى بار خدايا ، اى دارنده و خداوند پادشاهى . . .
[ 3 ] چون دو سورهء « الحديد » ( 57 ) و « الحشر » ( 59 ) با كلمهء « سبح » آغاز مىشود ، نام هر دو سوره را هم ياد كرده - است ، در « احياء » : خمس آيات من اول الحديد ثلاثا من آخر سورة الحشر .
[ 4 ] خدايا مردان و زنان با ايمان را بيامرز .
[ 5 ] خدايا مرا و پدر و مادرم را بيامرز ، و با آن دو مهربان باش ، با من و آنان در حال و آينده ، در دين و دنيا و آخرت ، آن كن كه تو سزاى آنى ، و با ما چنان مكن كه خود سزاوار آنيم ، چه تو آمرزنده و مهربانى .
( 1 ) قرآن ، 2 - 255 .
( 2 ) قرآن ، 2 - 285 .
( 3 ) سورهء 1 .
( 4 ) سورههاى 113 و 114 .
( 5 ) سورهء 112 .
( 6 ) سورهء 109 .
( 7 ) ص 258 - ح 2 .
( 8 ) ص 271 - ح 2 .