اما اوراد شب سه است :
ورد اول از نماز شام بود تا نماز خفتن .
و احيا كردن [ 1 ] ميان اين دو نماز فضيلتى بزرگ است . و در خبر است كه :
تَتَجافى جُنُوبُهُم عَنِ المَضاجِعِ يَدعُونَ رَبَّهُم خَوفاً و طَمَعاً
[ 2 ] ، در اين آمده است ، بايد كه به نماز مشغول باشد تا - فريضهء نماز خفتن بگزارد . و بزرگان اين فاضلتر از آن داشتهاند كه روز روزه دارد تا در اين وقت به نان خوردن مشغول شود . و چون از وتر [ 3 ] فارغ شود ، بايد كه به حديث لغو و لهو مشغول نشود ، كه خاتمت شغل اين باشد ، و آخر كارها بايد كه جز به خير نباشد .
اما ورد دوم خواب است .
هر چند خواب از عبادت نيست ، اما چون آراسته بود به آداب و سنن همچون عبادت است . و سنّت آن است كه روى با قبله بخسبد ، و بر دست راست خسبد به اوّل - چنان كه مرده را در لحد نهند - و بداند كه خواب برادر مرگ است ، و بيدارى چون حشر است ، و باشد كه آن روح كه در خواب قبض كردهاند باز ندهند : بايد كه ساخته [ 4 ] باشد كار آخرت را . و بايد كه بر طهارت خسبد و توبه كند و عزم آن كند كه ديگرباره با سر معصيت نشود - اگر بيدار گردد . و وصيّت نبشته در زير بالين دارد . و به - تكلّف [ 5 ] خود را در خواب نكند . و جامهء نرم باز نيفكند تا خواب غالب نشود [ 6 ] ، كه خواب معطّل [ 7 ] عمر است . و بايد كه در شب و روز هشت ساعت بيشتر نخسبد ، كه اين سه يك بيست و چهار ساعت باشد ، كه چون بر اين جمله كند اگر شصت سال عمر يابد ، بيست سال ضايع شده باشد در خواب ، بيش از
هامش
[ 1 ] احيا كردن ، بيدار ماندن .
[ 2 ] ( قرآن ، 32 - 16 ) ، باز مىخيزد پهلوهاى ايشان از خوابگاههاى ايشان ، خداوند خويش را مىخوانند به بيم و اميد .
[ 3 ] نماز مستحب يك ركعتى . ( وتر تا ، طاق )
[ 4 ] ساخته ، مهيا ، آماده .
[ 5 ] به تكلف ، به رنج و زحمت .
[ 6 ] رختخواب نرم نگسترد .
[ 7 ] معطل ، بيهودهگذارنده ، مهملگذارنده .