تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
احياء علوم الدين گفته‌ايم ، از آنجا ياد گيرد يا هر دعا كه ياد دارد در اين وقت همىگويد ، كه همهء دعوات مأثوره در اين وقت نيكوست . اگر ياد نتواند - داشت [ 1 ] ، بايد از نبشته مىخواند ، يا كسى ديگر همىخواند و وى آمين همىگويد - : و پيش از آنكه آفتاب فروشود ، از حدود عرفات بيرون نشود .

آداب بقيهء اعمال حج

- پس ، از عرفات برود ، و به مزدلفه شود ، و غسل كند - كه مزدلفه را حرم است ، و نماز شام تأخير كند تا با نماز خفتن با يكديگر بكند - به يك بانگ نماز [ 2 ] و دو اقامت . و اگر تواند اين شب به مزدلفه احيا كند ، كه شبى شريف و عزيز است ، و ايستادن به شب در آنجا از جملهء عبادات است . و هر كه مقام نكند [ 3 ] ، گوسفندى ببايد كشت . و از اينجا هفتاد سنگ برگيرد تا به منا بيندازد ، كه اينجا چنان سنگ بيشتر يابد . و در نيمهء ديگر شب قصد منا كند ، و نماز بامداد پگاه كند . چون به آخر مزدلفه رسد - آنجا كه مشعر الحرام خوانند - تا به وقت اسفار [ 4 ] بنشيند و دعا همىكند . پس از آنجا جايى رسد كه آن را وادى محسّر گويند ، اينجا ستور به‌شتاب‌تر براند ، و اگر پياده باشد به‌شتاب‌تر برود - چندانكه پهناى آن ببرد كه سنّت چنين است . پس بامداد عيد ، گاه تكبير مىگويد و گاه تلبيه [ 5 ] ، تا آنگاه كه بدان سر - بالا رسد ، كه آن را جمرات گويند . و از آنجا درگذرد تا به بالايى رسد از جانب راست راه چون روى به قبله دارد ، كه آن را جمرة العقبة گويند ، تا آفتاب نيزه بالايى [ 6 ] برآيد ، آنگاه هفت سنگ در اين جمره اندازد - و روى به - قبله اولىتر - و اينجا تلبيه به تكبير بدل كند .
هامش
[ 1 ] اگر نتواند ، از بر كند و به خاطر بسپرد . [ 2 ] بانگ نماز ، اذان . [ 3 ] در احياء و من خرج منها في النصف الاول من الليل و لم يبت فعليه دم ، و آنكه از آنجا بيرون شود در نيمهء اول شب و مقام نكند ( بيتوته نكند ) بايد گوسفندى بكشد . [ 4 ] اسفار ، روشن شدن صبح . [ 5 ] تلبيه ، دعاى لبيك گفتن . [ 6 ] به بالاى نيزه‌اى .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 232 | الغزالي