و هر سنگى كه بيندازد بگويد : اللّهمّ تصديقا بكتابك و اتّباعا لسنّة نبيّك محمّد [ 1 ] . و چون فارغ شود ، تلبيه و تكبير دست بدارد ، مگر پس از فرائض نماز كه تكبير همىكند تا صبح برآيد - بازپسين روز ايام تشريق ، و آن چهارم عيد اضحى باشد . پس با منزلگاه شود و به دعا مشغول باشد . پس قربان كند - اگر خواهد كرد ، شرائط قربان نگاه دارد و موى بسترد . و چون رمى [ 2 ] و حلق [ 3 ] اندر اين روز بكرد ، يك تحلّل حاصل آيد و همهء محظورات احرام حلال باشد مگر مباشرت و صيد .
پس به مكّه شود و طواف ركن به جاى آرد . و چون يك نيمه از شب عيد درگذرد ، وقت اين طواف درآيد . و ليكن اولىتر آن بود كه روز عيد كند ، و آخر وقت مقدّر [ 4 ] نيست ، بلكه چندان كه تأخير كند فوت نشود و ليكن ديگر تحلّل حاصل نيايد و مباشرت حرام بماند .
و چون اين طواف - هم بر آن صفت كه در طواف قدوم گفتيم - بكند ، حجّ تمام شود و مباشرت و صيد حلال گردد . و اگر از پيش سعى كرده باشد ، سعى نكند . و اگر نه [ 5 ] ، سعى ركن پس از اين طواف بكند . و چون رمى و حلق و طواف بكرد حجّ تمام شد ، و از احرام بيرون آمد .
اما رمى ايّام تشريق و مبيت [ 6 ] به منا ، پس از زوال احرام [ 7 ] افتد . و چون از طواف و سعى فارغ شود ، روز عيد به منا آيد و آن شب مقام كند - كه اين مقام واجب است - و ديگر روز غسل كند - پس از زوال - رمى را ، و هفت سنگ به جمرهء پيشين اندازد كه از جانب عرفات است . و آنگاه روى به قبله بايستد و دعا همىكند - به قدر سورهء البقرة - و آنگاه هفت سنگ اندر جمرهء ميانگين اندازد و دعا بكند . آنگاه هفت سنگ ديگر به جمرة العقبه اندازد ، و آن شب مقام كند به منا . پس سوم روز عيد ، هم بر اين ترتيب ، بيست و يك
هامش
[ 1 ] خدايا براى باور داشتن كتاب تو و پيروى از سنت پيغامبر تو محمد ( چنين كنيم ) .
[ 2 ] رمى ، پرتاب كردن ( سنگ ) .
[ 3 ] حلق ، موى سر ستردن .
[ 4 ] مقدر ، مشخص و معلوم .
[ 5 ] و اگر سعى نكرده باشد .
[ 6 ] مبيت ، به شب خفتن .
[ 7 ] يعنى پس از بيرون شدن از احرام لازم آيد .