و گروهى از صحابه كراهيت داشتهاند كه همهء رجب روزه دارند ، تا با ماه رمضان ماننده نباشد ، و بدين سبب يك روز بگشادهاند - يا زيادت . و در خبر است كه « چون شعبان به نيمه رسيد ، روزه نيست مگر ماه رمضان . » و در جمله آخر شعبان بگشادن نيكوست ، تا رمضان از وى گسسته شود . اما به - استقبال رمضان ، از آخر شعبان روزه داشتن كراهيت است [ 1 ] ، مگر كه سببى ديگر باشد جز قصد استقبال .
اما روزهاى شريف از ماه : ايّام البيض است - سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم ، و از هفته : دوشنبه و پنجشنبه و آدينه . امّا روزهء پيوسته داشتن همهء سال ، جامع بود اين همه را ، ليكن پنج روز ببايد گشادن : دو روز عيد و سه روز ايّام تشريق - پس از عيد اضحى . و بايد كه بر خويشتن حجر [ 2 ] نكند در افطار ، كه آن مكروه است . و هر كه صوم الدّهر [ 3 ] نتواند ، يك روز روزه همىدارد و يك روز همىگشايد : اين روزهء داود ( ع ) است ، و فضل اين بزرگ است .
و در خبر است كه عبد اللّه بن عمرو بن العاص ( رض ) رسول ( ص ) را پرسيد از فاضلترين روزى و طريقى در روزه داشتن ، وى را بدين [ 4 ] فرمود .
گفت : « از اين فاضلتر خواهم . » گفت : « از اين فاضلتر نيست . » و دون [ 5 ] اين آن باشد كه پنجشنبه و دوشنبه مىدارد ، تا نزديك بود - با ماه رمضان به هم [ 6 ] - به - ثلث سال .
و چون كسى حقيقت روزه بشناسد - كه مقصود كسر شهوت است و صافى كردن دل - بايد كه مراقب دل خويش همىباشد . و چون چنين باشد ، گاه بود كه افطار فاضلتر بود و گاه بود كه روزه . بدين سبب بود كه رسول ( ص ) گاه چندان روزه داشتى تا گفتندى : « مگر نگشايد ! » و گاه بگشادى تا گفتندى : « مگر
هامش
[ 1 ] در نزد شيعه مستحب است .
[ 2 ] حجر كردن ، منع كردن ، باز داشتن .
[ 3 ] صوم - الدهر ، روزهء پيوسته در همه سال .
[ 4 ] به روزهء داود .
[ 5 ] دون ، پايينتر .
[ 6 ] جمعا با ماه رمضان ( از ثلث سال قمرى چند روز بيشتر مىشود ) .